سلام
اکنون که این نامه را برایتان می نویسم از جریان رد صلاحیت ها و عدم احراز صلاحیت ها آزرده اید و از داوریها ناخرسند هستید و حال و روز خوشی ندارید می گویید که حقتان را جهت نامزدی انتخابات مجلس هشتم ضایع کرده اند و ... هر چند که آرزو دارم بهترین ها و شایسته ترین ها وارد مجلس شوند، و وظیفه خود را به عنوان وکیل ملت و نه وکیل دولت به نحو مطلوب انجام دهند حال چه اصلاح طلب باشد و چه اصولگرا و چه مستقل ، اما واقعیت این است که شما عزیزان اصلاح طلب بیش از آن که هیات های اجرایی و هیات های نظارت شورای نگهبان را در عدم راهیابی به ماجرای انتخابات مقصر بدانید باید عملکرد خودتان را در مجلس ششم به دفعات مورد بررسی و نقد کارشناسانه قرار دهید تا برایتان مشخص شود که در این ناکامی ها متهم ردیف اول خودتان هستید و سکوت فعلی مردم از رد صلاحیت های شما ناشی از نارضایتی آنان است، حتما یادتان نرفته که مدت هشت سال بر قوه مجریه و چهار سال بر قوه مققنه کشور سلطه داشتید و همه چیز در اختیارتان بود ، اما افسوس که در حق خود و این مردم که به شما دل بسته بودند جفا کردید ، مردم ما باورشان شده بود که واقعا قصد ایجاد رفرم و اصلاحات به معنی وسیع کلمه را دارید و آمده اید تا جامعه را با اصلاحات همه جانبه به سوی پیشرفت و کمال رهنمون سازید حتما شعارهایی که در آن ایام می دادید فراموش نکرده اید توسعه سیاسی ، جامعه مدنی ، ایران برای همه ایرانیان و ...
عاقبت چه شد در چهار سالی که بر کرسی نمایندگی مجلس تکیه زدید برای مردم چه کردید؟ با برنامه های شما چه مشکلی از مشکلات مردم کاسته شد؟ آیا در طول همه آن سال ها به توسعه اقتصادی ، فقرزدایی ، نابسامانی های اقتصادی و گرفتاری های معیشتی مردم اعتنایی داشتید ؟ صادقانه بگویید که فرصت سوزی کردید و جواب اعتماد مردم را بد دادید ، اعتراف کنید که قدر زمان و موقعیت ها را ندانستید و از مردم فاصله گرفتید و سرگرم بازی های سیاسی و دعواهای حزبی و جناحی شدید. همین غرور و تکبر ناشی از مقام ها و موقعیت ها باعث شد غفلت کنید و رقیب را یعنی محافظه کاران سابق و اصولگرایان فعلی را دست کم بگیرید تصور می کردید رقبایتان دچار مرگ سیاسی شده اند و زمینه برای ادامه سلطه سیاسی شما مهیاست. با اتفاقات ناگواری که در شورای شهر اول رخ داد زنگ خطر برایتان به صدا در آمد. شگفتا که صدای زنگ خطر را همه شنیدند اما شما نشنیدید، ای کاش به فکر آینده سیاسی خود بودید تا امروز را نمی دیدید با همه مطالبی که عنوان شد از حق نباید گذشت در جمع شما عده ای افراد دلسوز ، عاشق و فرهیخته بودند که خدمات قابل ستایش آنان هرگز از حافظه ملت پاک نخواهد شد ، یادشان به خیر ...
به هر صورت مجلس هفتم و دولت نهم و حتی مجلس و دولت بعدی باید خود را مدیون شما بدانند ! چون شما باعث شدید آنها بیایند ! به خاطر همه لطمه هایی که بر ملت و کشور وارد کردید از مردم عذر خواهی کنید شاید عفو و بخشش این ملت بزرگ روزی شامل حالتان شود.
اکنون که این نامه را برایتان می نویسم از جریان رد صلاحیت ها و عدم احراز صلاحیت ها آزرده اید و از داوریها ناخرسند هستید و حال و روز خوشی ندارید می گویید که حقتان را جهت نامزدی انتخابات مجلس هشتم ضایع کرده اند و ... هر چند که آرزو دارم بهترین ها و شایسته ترین ها وارد مجلس شوند، و وظیفه خود را به عنوان وکیل ملت و نه وکیل دولت به نحو مطلوب انجام دهند حال چه اصلاح طلب باشد و چه اصولگرا و چه مستقل ، اما واقعیت این است که شما عزیزان اصلاح طلب بیش از آن که هیات های اجرایی و هیات های نظارت شورای نگهبان را در عدم راهیابی به ماجرای انتخابات مقصر بدانید باید عملکرد خودتان را در مجلس ششم به دفعات مورد بررسی و نقد کارشناسانه قرار دهید تا برایتان مشخص شود که در این ناکامی ها متهم ردیف اول خودتان هستید و سکوت فعلی مردم از رد صلاحیت های شما ناشی از نارضایتی آنان است، حتما یادتان نرفته که مدت هشت سال بر قوه مجریه و چهار سال بر قوه مققنه کشور سلطه داشتید و همه چیز در اختیارتان بود ، اما افسوس که در حق خود و این مردم که به شما دل بسته بودند جفا کردید ، مردم ما باورشان شده بود که واقعا قصد ایجاد رفرم و اصلاحات به معنی وسیع کلمه را دارید و آمده اید تا جامعه را با اصلاحات همه جانبه به سوی پیشرفت و کمال رهنمون سازید حتما شعارهایی که در آن ایام می دادید فراموش نکرده اید توسعه سیاسی ، جامعه مدنی ، ایران برای همه ایرانیان و ...
عاقبت چه شد در چهار سالی که بر کرسی نمایندگی مجلس تکیه زدید برای مردم چه کردید؟ با برنامه های شما چه مشکلی از مشکلات مردم کاسته شد؟ آیا در طول همه آن سال ها به توسعه اقتصادی ، فقرزدایی ، نابسامانی های اقتصادی و گرفتاری های معیشتی مردم اعتنایی داشتید ؟ صادقانه بگویید که فرصت سوزی کردید و جواب اعتماد مردم را بد دادید ، اعتراف کنید که قدر زمان و موقعیت ها را ندانستید و از مردم فاصله گرفتید و سرگرم بازی های سیاسی و دعواهای حزبی و جناحی شدید. همین غرور و تکبر ناشی از مقام ها و موقعیت ها باعث شد غفلت کنید و رقیب را یعنی محافظه کاران سابق و اصولگرایان فعلی را دست کم بگیرید تصور می کردید رقبایتان دچار مرگ سیاسی شده اند و زمینه برای ادامه سلطه سیاسی شما مهیاست. با اتفاقات ناگواری که در شورای شهر اول رخ داد زنگ خطر برایتان به صدا در آمد. شگفتا که صدای زنگ خطر را همه شنیدند اما شما نشنیدید، ای کاش به فکر آینده سیاسی خود بودید تا امروز را نمی دیدید با همه مطالبی که عنوان شد از حق نباید گذشت در جمع شما عده ای افراد دلسوز ، عاشق و فرهیخته بودند که خدمات قابل ستایش آنان هرگز از حافظه ملت پاک نخواهد شد ، یادشان به خیر ...
به هر صورت مجلس هفتم و دولت نهم و حتی مجلس و دولت بعدی باید خود را مدیون شما بدانند ! چون شما باعث شدید آنها بیایند ! به خاطر همه لطمه هایی که بر ملت و کشور وارد کردید از مردم عذر خواهی کنید شاید عفو و بخشش این ملت بزرگ روزی شامل حالتان شود.




