_ پس مسافرت تابستون چی شد ؟ _ آخه من فکر این تورم 70 درصدی ، نه حالا 20 درصدی رو نکرده بودم ! _یعنی مسافرت بی مسافرت دیگه ! _ نه بابا بالاخره یه فکری می کنم ! _ زود باش ، من دیگه حوصله نق نق کردن بچه ها رو ندارم ، هی میگن حوصله مون سر رفته ، مسافرت می خوایم ! _ آخه اونا نمی دونن حقوق باباشون زیر خط فقره ! _یعنی ما بدبخت شدیم رفت ! _ نه خانومی ، خدای ما هم بزرگه ، بلاخره یه جایی می برم تون ... تو که توقع نداری _مسافرت بریم مشهد و شیراز و اصفهان و ...! _نه بابا ما رو شاه عبدالعظیم هم ببری راضی هستیم ، خیر ببینی ، خرج زیادی هم نداره ! _خدا کنه سهام عدالتمان جور بشه از خجالت تو و بچه ها در بیام ! _خوش خیال نباش میگن دو میلیون نفر جلو ما هستند بیخود صابون به دلت نزن ! _لعنت به این شانس ، من الان احتیاج دارم ، اینکه نوش دارو بعد از مرگ سهراب شد ! _حالا بلاخره چی کار کنیم ؟ _ چه طوره با این وضعیت از هم طلاق بگیریم ! _خدا مرگم بده ، این چه حرفیه که می زنی ! بی تربیت ! ! _اصلا ولش کن ، تا شقایق هست ، زندگی باید کرد !
 |