<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[دیدگاه]]></title>
		<link>http://arkaviani.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[مسافرت کجا بریم ؟]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1387/03/28/post-51/</link>
					<description><![CDATA[_ پس مسافرت تابستون چی شد ؟<br>_ آخه من فکر این تورم 70 درصدی ، نه حالا 20 درصدی رو نکرده بودم !<br>_یعنی مسافرت بی مسافرت دیگه !<br>_ نه بابا بالاخره یه فکری می کنم !<br>_ زود باش ، من دیگه حوصله نق نق کردن بچه ها رو ندارم ، هی میگن حوصله مون سر رفته ، مسافرت می خوایم !<br>_ آخه اونا نمی دونن حقوق باباشون زیر خط فقره !<br>_یعنی ما بدبخت شدیم رفت !<br>_ نه خانومی ، خدای ما هم بزرگه ، بلاخره یه جایی می برم تون ... تو که توقع نداری _مسافرت بریم مشهد و شیراز و اصفهان و ...!<br>_نه بابا ما رو شاه عبدالعظیم هم ببری راضی هستیم ، خیر ببینی ، خرج زیادی هم نداره !<br>_خدا کنه سهام عدالتمان جور بشه از خجالت تو و بچه ها در بیام !<br>_خوش خیال نباش میگن دو میلیون نفر جلو ما هستند بیخود صابون به دلت نزن !<br>_لعنت به این شانس ، من الان احتیاج دارم ، اینکه نوش دارو بعد از مرگ سهراب شد !<br>_حالا بلاخره چی کار کنیم ؟<br>_ چه طوره با این وضعیت از هم طلاق بگیریم !<br>_خدا مرگم بده ، این چه حرفیه که می زنی  ! بی تربیت ! !<br>_اصلا ولش کن ، تا شقایق هست ، زندگی باید کرد ! <br><br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i29.tinypic.com/w2da4j.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>]]></description>
					<pubDate>Tue, 17 Jun 2008 20:55:51 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=51</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1387/03/28/post-51/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[برای لقمه ای نان ...]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1387/03/28/post-50/</link>
					<description><![CDATA[با گران شدن زندگی ، خانواده هایی که حقوقشان کفاف مخارج را نمی داده ، به تدریج هزینه های غیر حیاتی را حذف می کنند. هزینه های فرهنگی یکی از فاکتورهایی است که به راحتی کنار گذاشته می شود ، هزینه های آموزشی بیرون از مدارس و دانشگاه ها  قدم بعدی برای کم کردن خرج هاست. تفریحات و ورزش و بهداشت و امور پزشکی غیر ضروری گام بعدی است. در لباس خریدن هم می توان امساک کرد. اما از سرپناه و خوراک نمی توان گذشت. تنها کاری که می شود کرد این است که از کیفیت آنها کاست تا قیمت تمام شده اش کم شود. کسی که دخل و خرجش نمی خواند ، به محله های ارزان تر و پایین شهر کوچ می کند. در وعده های غذایی هم صرفه جویی می نماید. اگر برنج گران شده ماکارونی بیشتر می خورد و اگر قیمت ماکارونی بالا کشید از حبوبات استفاده می کند. وقتی میوه گران می شود برای مدتی اصلا میوه و سبزی و صیفی هم نخواهد خورد. اما با همه اینها باز هم راه زندگی سخت و دشوار است. چند روز پیش بر حسب تصادف یکی از آشنایان قدیمی ام را در یکی از میادین شهر تهران دیدم که در سواری های خطی کار می کند، او با صدای بلند به دنبال مسافر بود تا با ظرفیت کامل حرکت کند. وقتی که نزدیکش شدم دیدم قیافه اش تغییر کرده است . با وجودی که در سنین میانسالی است حسابی افت کرده و مسن شده است. آن قدر در آفتاب گرم و سوزان تابستان به انتظار مسافر بوده و یا در ترافیک مانده که خورشید او را سیه چرده کرده است.  آرامش نداشت ، خستگی در چهره اش نمایان بود ، صدایش گرفته بود و گاهی سرفه می کرد که علت آن به احتمال زیاد از هوای سربی تهران بود از کار و کاسبی اش پرسیدم ، آهی کشید و گفت : شکر ، از صبح تا شب کار می کنم به خاطر زن و بچه برای لقمه ای نون. من و امثال من نه تغذیه درست و حسابی داریم و نه سرگرمی و تفریح ، خدا سلامتی رو از ما نگیره ،... زندگی سخت شده خیلی سخت چارهای نیست باید ساخت.<br>]]></description>
					<pubDate>Tue, 17 Jun 2008 20:55:05 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=50</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1387/03/28/post-50/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[و ایران قرمز شد ...]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1387/02/29/post-49/</link>
					<description><![CDATA[<br>تیم فوتبال پرسپولیس بعد از سال ها ناکامی در کسب مقام قهرمانی عصر روز شنبه 28 اردیبهشت ماه با غلبه بر حریف سر سخت خود تیم فولاد مبارکه سپاهان اصفها ن با  59 امتیاز قهرمان لیگ برتر فوتبال کشور شد. <br>مسابقه پر هیجان و تماشایی پرسپولیس و سپاهان در حضور یکصد هزار تماشاگر مشتاق با نتیجه دو بر یک به نفع پرسپولیس خاتمه یافت . سپاهان رقیب پرسپولیس حتی در صورت نتیجه مساوی نیز می توانست قهرمانی را از آن خود کند، اما گل دقیقه 96  پرسپولیس تمامی محاسبات را به هم ریخت و به همگان اثبات کرد که تیم قرمز پایتخت  شا یسته   قهرمانی لیگ است. در موفقیت پرسپولیس بدون شک مثلث مدیریت ، کادر فنی و بازیکنان کاملا تاثیرگذار بوده است. اما نقش برجسته و حیاتی سر مربی جنتلمن و با دانش این تیم ، افشین قطبی ، در به دست آوردن این عنوان را نمی توان نادیده انگاشت. همه کارشناسان و صاحبنظران سهم بسیاری برای قطبی در موفقیت تحسین انگیز پرسپولیس قائلند. در واقع دانش روز ، هدایت و شخصیت ارزنده افشین باعث گردید نه تنها پرسپولیس به قله های افتخار دست یابد، بلکه شخص افشین قطبی مورد احترام همه دوستداران و اهالی فوتبال به دلیل فرهنگ و خصوصیات رفتاری مثال زدنی اش می باشد. در این جا باید به شجاعت و شهامت مدیران پرسپولیس در گزینش و بکار گیری قطبی تبریک گفت و این انتخاب را ستود. وقتی برای ایرانی باهوش و با استعدادی که سالها در خارج از کشور مشغول به کار بوده این امکان فراهم شود که بتواند در ایران عزیز فعالیت کند و از او حمایت شود؛  نفع و ثمره ی آن متوجه ایران و ایرانی خواهد شد به شرط این که مدیران هر بخشی بتوانند و بخواهند بدون تنگ نظری و معیارهای آن چنانی در گزینش ها به گونه ای عمل کنند که برای شایسته ترین افراد امکان خدمت و فعالیت فراهم شود.دوستداران فوتبال می دانند قطبی سالها درخارج ازکشور اقامت داشت وزمانی که توسط مدیر عامل پرسپولیس به همکاری دعوت شد گذرنامه ایرانی نداشت ودر همان زمان جوی مسموم علیه او توسط افرادی فرصت طلب که پیوسته راز و رمز منافع خود را در تخریب رقبا جستجو میکنند ایجاد شد ، با این حال  مدیران پرسپولیس بدون توجه به جوسازیها با حمایتی قابل تحسین از افشین زمینه ورود وی به کشور را فراهم ساختند.<br>و امروز مزد اعتماد خود را دریافت کردند. <br> به هر صورت قهرمانی پرسپولیس همه شهرهای ایران  و بخصوص تهران را تا ساعت ها بعد از مسابقه قرمز کرد، در خیابان های تهران دختر و پسر و پیر و جوان  با روشن گذاشتن چراغ های اتومبیل ها  و در دست داشتن پرچم های قرمز در خیابان های شهر جشن پیروزی بر پا ساختند.<br>با قهرمانی پرسپولیس ایران قرمز شد...<br><br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i27.tinypic.com/b7h0z5.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a><br><br><br>]]></description>
					<pubDate>Sun, 18 May 2008 16:06:37 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=49</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1387/02/29/post-49/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[گل های بی بو و مردم بی روح]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1387/02/07/post-48/</link>
					<description><![CDATA[<br>کارشناسان محیط زیست معتقدند گل های تهران به دلیل حجم آلاینده ها به تدریج عطر و بوی خود را از دست می دهند و دیگر حشرات جذب آنها نمی شوند.<br>  مطالعات انجام شده نشان می دهد آلودگی هوا عطر طبیعی گل ها را از بین برده و موجب انقراض آنها می شود از این رو زمانی که گل ها و گیاهان عطر طبیعی خود را از دست بدهند دیگر قادر به جذب حشرات منتقل کننده گرده های گل ها مثل زنبورها نخواهند بود و در چنین شرایطی است که گیاهان رفته رفته از بین می روند. امروزه هر کسی از مشاهده فضای سبز شهر تهران متوجه کم شدن عطر گل ها می شود در حالی که در محیط های روستایی و شهرهای کوچک این عطرها به مراتب تندتر و خوشبوتر است ، پژوهشگران آلودگی هوا را علت اصلی این تغییرات و تفاوت ها می دانند و می گویند چنان که این روند ادامه پیدا کند گل های تهران دیگر عطر و رنگ طبیعی نخواهند داشت و این نشانه ی آغاز یک فاجعه در اکوسیستم طبیعی است. در این شهر اوکالیپتوس ها را دیگر نخواهیم دید شاید مرگ بنفشه ها و داوودی ها هم نزدیک باشد. <br>آن چه باعث می شود گل ها و گیاهان معطر و خوشبو گردند ناشی از یک سری فعالیت های درون گل است و زمان که مواد آلاینده روی گلبرگ ها می نشینند در قسمتی که رایحه گل از آن متصاعد می شود تغییر به وجود می آید و گاه علاوه بر از بین رفتن عطر گل موجب بد بو شدن گل هم می شود بنابر این درختان و گل ها که در محیط های شهری تهران برای جذب دی اکسید کربن و تعدیل هوا کاشته می شوند نه تنها تحمل آلاینده ها را نداشته بلکه دچار ضعف و زوال شده و به سرعت طراوت و زیبایی خود را از دست می دهند.<br> بر اساس اظهارات مدیر طرح جامعه کاهش آلودگی هوای تهران ، آلودگی هوا سالانه موجب کاهش عمر 9900 تهرانی می شود و روزانه تنها 9 تا 12 میلیون لیتر بنزین در تهران مصرف می گردد که این امر به منزله انفجار بمب 8 هزار تنی بنزینی است که بیماری شهروندان تهرانی و کاهش عمر آنان را به همراه دارد. با ادامه وضعیت موجود و عدم اقدام قاطع مدیران، مردم تهران با چه سرنوشتی مواجه می شوند؟ هنوز دلخوشی و تفریح بخش بزرگی از شهروندان تهرانی استفاده از فضاهای سبز و پارک هاست. وقتی که گیاهان در تهران بیمار می شوند یعنی انسان ها دیگر نمی توانند سالم بمانند، از ابتدای خلقت بین طبیعت و انسان پیوندی عمیق و ناگسستنی وجود داشته است، اما افسوس که در شرایط فعلی انسان ها خواسته یا ناخواسته حیات گل ها و گیاهان را در هوای سربی تهران تهدید می کنند و موجب مرگ تدریجی آنها می شوند. اگر طبیعت از مردم تهران گرفته شود دیگر چه برایشان می ماند؟ مردمی خسته و عصبی که به خاطر مشکلات اقتصادی و ... رمقی برایشان نمانده به کجا پناه باید ببرند تا بتوانند برای دقایقی کوتاه هم که شده تجدید قوا و تمدد اعصاب نمایند . متاسفانه سال هاست که مسئولان مربوط عادت کرده اند تا به هشدار کارشناسان و متخصصان کم توجهی با بی توجهی نموده و به جای پرداختن به مشکلات جدی مردم و جامعه، وقت و نیروی خود را صرف مسایل کم اهمیت و دست چندم کنند. موضوعاتی از قبیل ترافیک، آلودگی هوا، آلودگی صوتی، ساخت و سازهای بی رویه و توسعه نامتوازن شهری با وجود اهمیت شان این شبهه را تقویت میکند که رسیدگی وچاره اندیشی نسبت به این موارد هیچگاه جدی گرفته نشده یا اراده ای برای رفع آنها وجود ندارد.<br> نتیجه اهمال و بی برنامگی مسئولان ذیربط باعث بیماری مشترک و مرگ زود هنگام همه موجودات زنده می شود و این گناهی بزرگ و نابخشودنی است.       <br><br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i27.tinypic.com/2lka8oj.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>        <br>]]></description>
					<pubDate>Sat, 26 Apr 2008 23:33:15 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=48</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1387/02/07/post-48/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[کابوسی که به واقعیت پیوست!]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/25/post-47/</link>
					<description><![CDATA[<br>شکست عجیب و غیره منتظره تیم استقلال در مقابل تیم پگاه گیلان با نتیجه چهار بر یک که در روز جمعه 23 فروردین ماه در استادیویم آزادی رخ داد از اتفاقات نادر و ناگواری است که در تاریخ باشگاه استقلال  بی سابقه می باشد. زیرا این باخت در برابر تیم رده هفدهم جدول لیگ روی داد و هیچ کس اعم از کارشناس و طرفدار نمی توانست چنین نتیجه تلخی را پیش بینی کند. اگر به سال های دور (دهه 50) بازگردیم تنها یک بار استقلال در نبرد با پرسپولیس تن به شکست 6 بر صفر داده است، پر مسلم است که رقیب آن سال های استقلال یعنی پرسپولیس در اوج قدرت خود قرار داشت و هر چند برای باشگاه استقلال آن زمان و تماشاگران بی شمارش تحمل آن با خت زلزله ای را پدید آورد که مدت ها مدیران وقت باشگاه و بازیکنان و مربیان را به خود مشغول ساخت اما روزنه هایی برای توجیه آن شکست سنگین باقی گذاشت. اما در حال حاضر چگونه می توان پذیرفت تیمی که تا قبل از این دیدار در کورس قهرمانی بوده و در رتبه چهارم جدول را داشته به یکباره در برابر تیم هفدهم جدول دچار این شکست تحقیر آمیز گردد. به راستی چه کسی مسئولیت این باخت تاسف آور را می پذیرد؟ و چه فردی جوابگوست ؟ <br>مدیریت مقصر است یا کادر فنی ، آقای حجازی باید پاسخگو باشد ، یا آقای کریمی یا بازیکنان ! نحوه بازی و نتیجه گیری تیم استقلال در نیمه اول و دوم باعث گردید که صبر و حوصله آرام ترین هواداران این  تیم نیز به پایان برسد و کارد به استخوانشان برسد . آنان در حالی که یک صدا و با فریادهای خود علیه ناصر حجازی شعار میدادند و امیر قلعه نوعی را صدا می زدند، بازیکنان  تیم را به بی تعصبی متهم نمودند و تلخ تر از همه زمانی که استقلال مثل آب خوردن چهار گل از حریف خود خورد، دست به تشویق یک پارچه از تیم پگاه گیلان زدند تا با قاطعیت بیشتری به عوامل این تیم بفهمانند که کاسه صبرشان لبریز شده و طاقت چنین حقارتی را ندارند. استقلال فعلی تبدیل به تیمی بی دفاع ، فاقد برنامه و استراتژی و بی نشاط شده است. واقعا چه بلایی سر استقلال آمده که به چنین روزی افتاده است. آنهایی که با احساسات پاک تماشاگران و هواداران استقلال باز ی کرده اند واقعا چه حرفی در توجیه این شکست خفت بار دارند؟ اصغر حاجیلو سرپرست استقلال در پایان این دیدار علت نتیجه به دست آمده را غیر فنی می داند ! همان مطلبی که در تحلیل بازی استقلال و پرسپولیس در دربی هفته گذشته با عنوان ترسوهای پایتخت نوشتم ، ولی بازی با پگاه نشان داد این تیم در امور فنی و غیر فنی نیاز به خانه تکانی اساسی دارد. اکنون استقلالی ها به هوادارانشان قول و وعده قهرمانی در جام حدفی می دهند ! طرح این ادعا ها با توجه به وضعیت فعلی تیم بیشتر به شوخی و یا عوام فریبی شباهت دارد و دیگر همگان می دانند تا زمانی که مشکلات آشکار و پنهان استقلال توسط مدیران تیم در بعد فنی و غیر فنی مرتفع نگردد، این استقلال به هیچ جایی نمی رسد و کابوس شکست و ناکامی  های پی در پی به واقعیت می پیوندد. از اهواز خبر می رسد که پرسپولیس نیز در یک بازی ضعیف با نتیجه 4 بر یک متحمل شکست سنگینی در مقابل استقلال اهواز شده است که بی گمان این نتیجه برای پرسپولیسی که در کورس قهرمانی قرار گرفته بود و کسب سه امتیاز این بازی برایش جنبه حیاتی داشت ، شانس پرسپولیس را جهت تصاحب جام قهرمانی تا حد زیادی کمرنگ کرد و همه چیز به اما و اگرها کشید. به هر صورت استقلال و پرسپولیس این روزها بیمارند و مدیران تیم ها بهتر و بیشتر از همه دردها را می شناسند و برای رفع آن باید به طور ضربتی طرحی نو در اندازندو در روش و سبک مدیریتی خود تجدید نظر اساسی بعمل اَورند .<br>]]></description>
					<pubDate>Sun, 13 Apr 2008 17:05:26 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=47</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/25/post-47/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[نگاهی به سریال های نوروزی سیما در نوروز 87]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/24/post-46/</link>
					<description><![CDATA[نظرسنجی های انجام شده حاکی است در نوروز سال 87 سریال های پخش شده از شبکه های مختلف سیما در مقایسه با پارسال از اقبال بیشتری برخوردار بوده و تا حدی توانسته نظر مثبت مخاطبان را به خود جلب کند.<br>در این جا به نقد و بررسی کوتاه هر یک از آنها می پردازم :<br>1-	سریال پیامک از دیار باقی :<br>این سریال به کارگردانی سیروس مقدم و در ژانر طنز موقعیت در ایام نوروز همه شب از شبکه اول سیما پخش گردید. از نقاط مثبت سریال تنها می توان به حضور تعدادی از بازیگران سرشناس سینما و تلویزیون مانند محمد رضا شریفی نیا ، افسانه بایگان ، سروش گودرزی ، حمید لولایی ، شیلا خداداد و ... اشاره کرد. اما فارغ از انتخاب هوشمندانه بازیگران  این سریال ضعف فیلمنامه و عدم موفقیت کارگردان در ژانر طنز موقعیت کاملا جلب نظر می نماید. حذف شخصیت شیرین (شیلا خداداد) به عنوان زن دوم منصور سیم خواه (محمد رضا شریفی نیا) می توانست به جذابیت و روان شدن داستان بیانجامد. و یا این که محسن تنابنده به عنوان فیلمنامه نویس ظاهرا تاکنون فاقد تلفن همراه بوده است زیرا در شرایط عادی هنوز تلفن های همراه در آنتن دهی گاهی با مشکل مواجه می باشند بنابر این چگونه می توان از داخل قبر با تلفن به سهولت ارتباط بر قرار کرد و یا SMS فرستاد ! ضعف دیگر فیلمنامه عدم پرداخت تعداد دیگری از شخصیت داستان است که به نظر می رسد فیلمنامه نویس و کارگردان به دلیل مشکل همیشگی سریالهای مناسبتی ، یعنی کمبود وقت و زمان به سادگی از کنار آن گذشته اند. از محسن تنابنده فیلم سینمایی استشهادی برای خدا که ایفاگر نقش اول آن بوده آماده اکران است. به هرصورت با توجه به سابقه نسبتا موفق سیروس مقدم در کارگردانی سریال ها و تله فیلم هایی با مضامین اجتماعی این کار نتوانست به عنوان نقطه قوت در کارنامه هنری وی ثبت گردد و شاید خود او نیز من بعد رغبتی در تهیه کارهای طنزو شبه طنز از خود نشان ندهد.<br>2-	سریال نشانی : <br>این سریال به کارگردانی رامبد جوان با موضوعی اجتماعی و در عین حال جذاب از شبکه دوم سیما در ایام نوروز پخش گردید و موفق شد نظر مساعد مخاطب خود را تامین نماید.  اگر یادتان باشد رامبد جوان چند سال در ایام ماه مبارک رمضان سریالی را به نام (گمگشته) کارگردانی کرد که با بازی درخشان آتیلا پسیانی به شدت مورد استقبال بینندگان قرار گرفت و بسیار خوش درخشید. سریال نشانی را می توان دومین کار جدی رامبد جوان در مقام کارگردان به حساب آورد. از نقاط قوت این سریال علاوه بر تسلط و قدرت کارگردان باید به فیلمنامه اشاره داشت که نگارش آن توسط  (فلورا سام) که خودش در نقش (مریم) در همین سریال نقش آفرینی کرد، صورت گرفت.  نکته مهم دیگر بازی درخشان آتنه فقیه نصیری در نقش (لیلا) می باشد. هر چند سایر بازیگران از چهره های سرشناس و نامدار تلویزیون و سینما انتخاب نشده بودند ولی به علت فیلمنامه مناسب و قوت کارگردان توانستند در ایفای نقش های خود بسیار موفق عمل نموده و بر جذابیت کار بیافزایند. <br>3-	سریال مرد هزار چهره :<br>بدون شک سریال مرد هزار چهره باعث گردید نام مهران مدیری مجددا در جامعه هنری ایران و حتی خارج از کشور مطرح و سر زبان ها بیفتد. این سریال برای ایام نوروز از شبکه سوم سیما پخش گردید و نقطه عطفی در کارنامه هنری مهران مدیری در مقام کارگردان و بازیگر به شمار می آید. اگر باغ مظفر با وجود تمام تلاشها و  ابتکارات او نتوانست دل تماشاگر مشتاق طنز را به دست آورد ، اما وی و گروه نویسندگان این سریال به سرپرستی پیمان قاسم خانی کاری کارستان کردند که خاطره آن تا مدت ها در ذهن تماشاگر باقی خواهد ماند. تردید نکنید سریال مرد هزار چهره قابلیت تبدیل به کار نود قسمتی را داشت زیرا که سوژه داستان و ظرفیت بالای آن این امکان را فراهم می کرد که بیننده مشتاق به جای سیزده شب نود شب از این سریال لذت ببرد ، بخندد و مهم تر از همه از عاقبت داستان به طور غیر مستقیم پیام های مفید و آموزنده دریافت کند. سریال مرد هزار چهره بر محبوبیت مهران مدیری و یارانش افزود و تلویزیون نشان داد اگر بخواهد می تواند با حمایت از این گونه هنرمندان نه تنها سطح تولیدات خود را در بعد کیفی و کمی ارتقا بخشد بلکه وظیفه و رسالت خود را به عنوان رسانه ملی به نحو احسن ایفا نماید. امید این که مدیران سیما بر آرا و نظریات مخاطبان خود احترام گذارده تا شاهد آثاری ارزشمند بیشتر از گذشته از آنان باشیم. در هر صورت باید بپذیریم در جامعه فعلی هنری ایران افرادی طناز و خلاق در عالم طنز موقعیت و هدفدار مانند مهران مدیری که عده ای او را چارلی چاپلین ایران می نامند کم داریم و باید قدرشناس هنرشان باشیم. <br>4-	سریال قرار گاه مسکونی :<br>این سریال به کارگردانی جواد رضویان چهره نام آشنا و دوست داشتنی تلویزیون و سینما و از دوستان و همکاران سابق مهران مدیری در شبکه تهران تهیه گردید و قرار بود که در ایام نوروز سال 86 همه شب روی آنتن رود که این اتفاق به دلایل نامعلومی نیافتد و با وقفه یک ساله امسال در جدول پخش برنامه ها قرار گرفت. در مجموع حضور جواد رضویان در مقام بازیگر و کارگردان باعث گردید که طرفداران وی به تماشای این سریال بنشینند بدون این که هیجان خاصی داشته باشند. و نوع سوژه و داستان انتخاب شده بیشتر برای بینندگان کم سن و سال دارای جذابیت بوده و این نشان می دهد که این سریال نتوانسته رضایت همه گروه های سنی را جلب نماید. مسلما اگر جواد رضویان در این کار فقط به کارگردانی اکتفا می نمود و نقشی را بازی نمی کرد از تعداد تماشاگران معدود آن به نحو قابل توجهی کاسته می شد. امید است در آینده کارهای بهتر و ارزنده تری را از او شاهد باشیم و وی بتواند مورد توجه مخاطب عام قرار گیرد. <br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i28.tinypic.com/149cy7k.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>]]></description>
					<pubDate>Sat, 12 Apr 2008 22:59:08 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=46</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/24/post-46/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[مقایسه رفتارهای زنان و مردان ایرانی]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/19/post-45/</link>
					<description><![CDATA[<br>تصور کنید که یک خانم و آقا از مهمانی بر می گردند. اگر شما درباره آن مهمانی از مرد سوال کنید به دلیل این که یک دید کلی از وقایع اطراف خود دارد ، حرف زیادی برای گفتن و تعریف کردن نداشته و شاید فقط بتوان از بحث های سیاسی که رد و بدل شده یا در مورد تورم و گرانی کالاها یا مسابقات ورزشی اطلاعاتی اندک به دست آورد. در حالی که یک خانم ممکن است برای مدتی در مورد آن چه در مهمانی گذشته و کوچک ترین وقایع آن صحبت و به تحلیل بپردازد.<br>گروهی از مردان و زنان که مشغول تماشای برنامه طنز هستند را در نظر بگیرید، مردها با کمی حرف خنده دار به هیجان آمده و معمولا با صدای بلند می خندند ، اما زنان در این موقعیت رفتار کنترل گرایانه از خود نشان داده و گاهی منتظرند این برنامه که از نظر آنان بی مزه و وقت تلف کن است ، زودتر تمام شود. این وضعیت در مورد تماشای فیلم های ملودرام متفاوت است اشک از اواسط فیلم در چشمان زنان نمایان می شود و شاید تا انتهای داستان با دنبال کردن شخصیت نگون بخت فیلم ادامه یابد، در این گونه موارد مردان به طور معمول دو حالت دارند یا برای پر شدن اوقات فراغت خود و سرگرم شدن به تماشای فیلم می نشینند و یا از اواسط فیلم بی قرار شده و شخصیت زن داستان را متهم به مظلوم نمایی کرده و ترجیح می دهند به حساب و کتاب جیب خود بپردازند. <br>در موقع خرید مواد غذایی زن به آشپزخانه و به خصوص یخچال خانه نگاه می کند و لیستی از اقلامی که تمام شده و یا در حال تمام شدن است تهیه نموده و در هنگام خرید با حوصله و وسواس خاصی کیفیت آن را بررسی کرده و اقدام به خرید می نماید. در حالی که مرد هنگامی که متوجه شود یخچال خانه از مواد  غذایی مورد علاقه او خالی شده به فکر خرید می افتد و در حین خرید هر چیزی که بیشتر با ذائقه اش و مهم تر  از آن با پولش سازگار باشد به سرعت می خرد و از انتخاب خود لذت می برد.<br> زمانی که یک خانم راه را گم می کند ، به راحتی با این موضوع کنار آمده و از اولین کسی که سر راهش قرار گیرد کمک می خواهد. در نقطه مقابل یک آقا دوست ندارد که بپذیرد که اشتباه کرده و آن را دلیل ضعف خود می پندارد، بنابر این ترجیح می دهد خودش با تحمل سختی و مشقت مسیر درست را پیدا کرده و از احدی سوال نکند.<br>زنان در مقایسه با مردان حسابگر هستند، وقتی در رستوران به جمعی از مردان صورتحساب داده می شود به سرعت سهم خود را حتی اگر بیشتر نیز باشد روی میز می گذارند. در حالی که اگر این صورتحساب به خانم ها داده شود  با دقت هر چه تمام تر و حتی با استفاده از ماشین حساب سعی می کنند سهم دقیق  خود رامحاسبه کنند حتی اگر این کار مدتی طول بکشد. <br>خانم ها عادت دارند موقع صحبت کردن با تلفن خصوصا وقتی پشت خطی اقوام و یا دوستانشان باشد دقایقی طولانی را صرف کنند، به طوری که چنان گرم صحبت می شوند و از هر دری سخن می گویند که هیچ کس نمی تواند آنان را مجبور به قطع مکالمه نماید مگر این که بوی سوختگی غذا به مشامشان برسد و با گفتن جمله (ای وای خدا مرگم بده) ناچار به خداحافظی اجباری شوند و یا این که زنگ خانه یا آپارتمان به صدا در آیدوبرایشان مهمان عزیزی آید. <br>اما مردها ذاتا عادت ، علاقه و یا مجالی برای گفتگوهای تلفنی آن هم از نوع طولانی اش ندارند ، مگر این که مصلحتی در کار باشد مثلا پشت خطی خانمشان باشد یا فردی  که از او پولی طلب دارند که نمی دهد و یا این که برعکس از کسی پولی به صورت قرضی بخواهند که مجاب کردن آن فرد مقدمه و موخره خاص خود را می طلبد.<br>مقایسه رفتارهای زنان و مردان ایرانی یک مبحث طولانی با سوژه های متنوع است اگر از این بخش خوشتان آمده در فرصت های بعدی ادامه خواهیم داد. <br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i26.tinypic.com/vrzg2o.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a><br><br>]]></description>
					<pubDate>Mon, 7 Apr 2008 21:04:44 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=45</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/19/post-45/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[استقلال و پرسپولیس ترسوهای پایتخت!]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/19/post-44/</link>
					<description><![CDATA[نمایش ضعیف و بازی محتاطانه تیم های استقلال و پرسپولیس در روز پنج شبنه 15/1/87 همان گونه که پیش بینی می شد دارای حرف و حدیث های فراوانی بوده است.<br>از یک سو احساسات خیل عظیمی از طرفداران متعصب دو تیم جریحه دار شده و آنان قهرمانی تیم محبوبشان را در پایان لیگ آرزویی بر باد رفته قلمداد می کنندو از سوی دیگر پس لرزه های این مساوی و تقسیم امتیازات که برای هر دو تیم حکم باخت را دارد گریبانگیر کادر فنی و حتی مدیریت هر دو باشگاه بزرگ پایتخت شده است.<br>استقلال با فیروز کریمی نتوانسته در حد و اندازه های واقعی خود ظاهر شود هر چند که نمی توان مسئولیت تمامی مشکلات و ناکامی های این تیم را در لیگ جاری به گردن کریمی انداخت اما وی سطح توقعات مدیران و طرفداران اصیل تیم را با رفتار و صحبت های عامه پسند آن چنان بالا برده که اکنون نمی تواندخواسته های انان را برآورده سازد.<br>نمونه بارز آن وعده شکست پرسپولیس در بازی برگشت بود که عملی نگردید. خود فیروز کریمی پس از ماه ها حضور در استقلال بیش از هر کس می داند که ابزار کافی برای پیش برد برنامه هایش در اختیار ندارد چرا که تیم توسط ناصر حجازی بسته شده و برخلاف تبلیغات زیاد متاسفانه در یارگیری ضعیف عمل شده و نتیجتا تیم در سه منطقه زمین دچار کمبود بازیکن کیفی است. حال با این وضعیت چگونه می توان از استقلال فعلی انتظار معجزه داشت. از همه اینها گذشته اخباری که از باشگاه استقلال به بیرون درز می کند حاکی از اختلاف نظر بین فیروز کریمی و ناصر حجازی در امور فنی تیم می باشد بنابر این جدا شدن فیروز در پایان فصل دور از انتظار نیست. اما در اردوگاه پرسپولیس وضعیت بهتری نسبت به استقلال مشاهده نمی گردد. پرسپولیس از بدو انتصاب آقای حبیب کاشانی به عنوان مدیر عامل با مشکلات مزمن و ریز و درشتی مواجه بوده که بسیاری از آنها جنبه مالی داشته و ناشی از بی تدبیری مسئولان قبلی تیم بوده است حمایت های سازمان تربیت بدنی از مدیران جدید باعث گشته تا پرسپولیس از بسیاری خطرات به سلامت عبور کند. ناگفته نماند که کسر 6 امتیاز از مجموع امتیازات این تیم با رای و نظر فیفا سنگین ترین مجازاتی بوده است که مسئولین مربوط با وجود تلاش های فراوان نتوانستند از اجرای آن جلوگیری کنند. در چنین شرایطی متاسفانه اختلافات کادر فنی تیم و باندبازی ها سبب گردید که پرسپولیس رفته رفته از دوران اوج خود در آغاز فصل فاصله گیرد و جایگاه خود در صدر جدول را به رقیب اصلی اش یعنی سپاهان اصفهان واگذار کند. اگر در استقلال روابط سرمربی و مدیر فنی شکر آب است در پرسپولیس بین سرمربی و دستیار اولش عدم  تفاهم و حتی اختلاف نظر جدی وجود دارد تا جایی که هر بار شخص مدیر عامل مجبور می شود تا به نحوی از سطح تنش های موجود بکاهد و یا سرپوش گذارد. آن چه مسلم است افشین قطبی سر مربی فعلی تیم فرد با دانش و فهیمی است که نوع رفتار و منش وی و ادبیات منحصر به فردش از او فردی دوست داشتنی و قابل احترام ساخته که حتی نزد هواداران تیم رقیب یعنی استقلال قابل احترام می باشد. اکنون شنیده می شود که او دیر یا زود عطای کار در پرسپولیس را به لقایش خواهد بخشید و احتمال دارد در خارج از کشور مشغول به کار شود. در آن سوی میدان حمید استیلی قرار دارد فردی که در دوران بازیگری اش تجربیات گرانبهایی کسب کرده و  از بازیکنان پر افتخار تیم ملی بوده است. بسیاری خاطره گل زیبایی را که وی با پیراهن تیم ملی فوتبال ایران به آمریکا زد هرگز از یاد نخواهند برد. واقعا حیف است که این دو نتوانند در کنار هم پرسپولیس را به قله های افتخار برسانند. <br>بازی روز پنج شنبه پیام های زیادی را به همراه خود داشت که هریک در جای خود قابل بحث است، اما مهم ترین پیام این بازی وضعیت نامطلوب هر دو تیم در ابعاد مختلف می باشد که در نوع بازی و نتیجه ی آن متبلور گردید. عدم فاکتور شجاعت و ترس از باخت و پیامدهای بعدی آن باعث شد که کار پرسپولیس و به خصوص استقلال در قرار گرفتن در صدر جدول و کسب قهرمانی دشوار و حتی غیر ممکن گردد. صرفنظر از نتیجه به دست آمده به نظر می رسد دربی (64) حداقل این حسن را داشت که مدیران دو تیم را ناچار سازد وقت خود را بیشتر مصروف مسایل غیر فنی  نمایند که متاسفانه دامنه آن به داخل مستطیل سبز کشیده شده و از استقلال و پرسپولیس تیم ها یی ترسو ساخته که هرگز زیبنده انها نمی باشد. تبدیل تیم داری به باشگاه داری ، احداث استادیوم اختصاصی ، دقت در یاد گیری و سپردن تیم به افراد شایسته و توانمند ، مقابله با بازیکن سالاری و باندبازی ، برخورد جدی مدیریتی بدون تعارف و رو دربایستی با عوامل حاشیه ساز و انتقال تعدادی از بازیکنانی که به هیچ وجه در حد و اندازه این دو تیم نمی باشند و تبدیل به سیاهی لشگری مشکل ساز شده اند از مهم ترین اقداماتی است که باید انجام گیرد تا نام های بزرگی مانند استقلال و پرسپولیس در محیطی آرام جایگاه خود را ارتقا بخشیده و به گونه ای عمل نمایند که رضایت میلیون ها طرفدار متعصب و عاشق انها تامین گردد. در غیر این صورت آینده روشن و درخشانی برای این سرمایه های ملی متصور نمی باشد. <br><br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i30.tinypic.com/iei2dy.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a><br>]]></description>
					<pubDate>Mon, 7 Apr 2008 21:02:47 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=44</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/19/post-44/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[در جستجوی شادی و شادمانی]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/05/post-43/</link>
					<description><![CDATA[یادت می آید آخرین باری که از ته دل خندیدی کی بود ؟ بسیاری از افراد نمی توانند به این سوال پاسخ دهند چون یا مدت هاست که نخندیده اند و یا فراموش کرده اند کی ویا کجا خندیده اند. به دیدن چهره های غمگین ، پریشان ، عصبانی و اخمو چند صباحی است که عادت کرده ایم و دیگر برایمان چیز غریبی نیست. آن چه باعث تعجب مان می شود شادی و شادمانی است که مدتی است کمیاب و یا نایاب شده است .لازمه شادی و شاد بودن مثبت اندیشی و جست و جوی زیبایی ها می باشد. شمار زیادی از جامعه شناسان بر این عقیده اند که جامعه ایرانی شاد نیست و از نبود بسترها و زمینه های لازم برای ابراز شادمانی به شکل جمعی و عمومی رنج می برد. به عبارت دیگر در جامعه ما شیوه های شناخته شده و متعارف کمتری برای شادمانی همگانی وجود دارد. آنها تاکید دارند از پیامدهای خطرناک فقدان یا کمبود شادی و نشاط در جامعه اعتیاد به مواد مخدر ، انواع و اقسام جرایم و نابهنجاری های اجتماعی است و افزایش امید به زندگی یقینا می تواند در شادی و شادمانی تاثیرگذار باشد و ناامیدی را دور نماید و باعث جلوگیری از منزوی شدن نقش افراد شود. روانشناسان نیز می گویند افسردگی در تمام دنیا از جمله ایران سبب ساز بیماری های روانی و پایین آوردن بهداشت روانی جامعه می گردد. در این رهگذر ، نوجوانان و جوانان به خاطر وجود مسایل اجتماعی و اقتصادی مانند مشکلات ازدواج و کار بیش از همه آسیب پذیر شده و به نظر می رسد چون الگوهای رفتار شادمانه را در بزرگ ترهای خود ندیده اند با انتخاب سبک و روش های بسیار متفاوت و بدون اعتنا به هنجارها، شادی را به شکل دیگر و در قالب  یک هیجان کلی و مقابله با ارزش های بزرگترهایشان نشان می دهند. متاسفانه فرهنگ شادی در جامعه ما به درستی تبیین و تعریف نشده و هنوز معنای واحدی از شادی و چگونگی آن موجود نمی باشد. به همین خاطر جوانان وحتی در مواردی بزرگسالان  نمی دانند که مفهوم شادی حقیقی چیست. شکی نیست شاد بودن تنها یکی از شاخصه های زندگی مطلوب در جامعه است و هر قدر ملتی شادتر باشد احساس رفاه بیشتری خواهد داشت. در جوامع شاد افراد معمولا نگرش خوش بینانه ای نسبت به زندگی و امور پیرامون خود دارند اما در جامعه غم زده و پژمرده افراد مایوس و غمگین زندگی را فقط سیاه و تاریک می بینند و نگاه منفی نسبت به همه امور  از جمله پدیده های اجتماعی دارند . امروزه جامعه ما بیش از هر زمان نیازمند شادی و شادمانی است. خطرهای بسیاری سلامت همه نسل های ما را تهدید می کند که از عواقب جامعه بدون شادی و نشاط است. پس بیاید شادی و شادمانی را پاس بداریم و اجازه ندهیم این موهبت الهی از ما دریغ شود. <br><br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i27.tinypic.com/2euuaus.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>]]></description>
					<pubDate>Mon, 24 Mar 2008 08:17:14 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=43</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/05/post-43/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[تندرستی با موسیقی !]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/05/post-42/</link>
					<description><![CDATA[امروزه موسیقی درمانی یکی از تکنیک های حمایتی و مکمل است که در زمینه پزشکی ، روانپزشکی و توانبخشی دارای جایگاه علمی و دانشگاهی است. یافته های علمی ثابت کرده موسیقی می تواند به عنوان یک نیروی حمایتگر برخی از علایم بیماری ها را کاهش دهد.<br>همچنین گزارش های پزشکی حاکی است استفاده از موسیقی در زمینه های جراحی ، داخلی و کاهش درد مدت زایمان، افزایش  تحمل بیمار و ... کاملا مفید ابوده و روی احساسات ، عواطف و ایمنی بدن تاثیر می گذارد.<br>موسیقی باعث افزایش ارتباط کلامی می شود ، بر تفکر مثبت و تحریکات روانی تاثیر گذار است و تنهایی را کاهش خواهد داد . در حال حاضر هفت نوع (تم) موسیقی با حالت عاطفی وجود دارد که عبارتست از آرام بخش ، فرحبخش (نشاط انگیز) ، هیجانی ، نیروبخش ، شیدایی ، حزین و خلسه آور <br>1-	موسیقی آرام بخش : خیلی ملایم است و تحریک کننده نمی باشد. ملودی آن نه باعث شادی فرد می شود و نه اندوه او ، مجموعه رقص گل ها اثر چاپکوفسکی و برخی از پیش درآمدهای دستگاه ماهور از جمله این موسیقی ها هستند.<br>2-	موسیقی فرح بخش : این نوع موسیقی سبب ایجاد شادی می شود و ریتم نسبتا تندی دارد. نوعی سرزندگی در ملودی آن احساس می شود، این موسیقی فرد را هیجان زده نمی کند ولی شادی را به فرد منتقل کرده و میزان سلامتی بدن را بالا می برد. شهر آشوب در دسگاه ماهور ، چهار مضراب راست پنجگاه، والس دانوب آبی و والس آوای بهاری یوهان اشتراوس از جمله موسیقی های فرحبخش است.<br>3-	تم های هیجانی : این تم ها تاثیر تحریک پذیری قوی و برانگیختگی شدیدی دارند و تحریک آنها توام با خودنمایی و حالات نمایشی است.<br>4-	موسیقی نیروبخش : این موسیقی دارای ریتم پر قدرت و ملودی محرک است و به فرد انرژی می دهد. موسیقی هایی که در ورزش استفاده می شود ومارش های نظامی از این نوع هستند.<br>5-	موسیقی شیدایی : این موسیقی باعث سرگشتگی و عاشقی می شود و حزن و نشاط را توامان درون خود دارد. موسیقی ایران در حالت تصنیفی و بیشتر ضربی های موسیقی مانند بهار دلنشین ، شب مهتاب و ... تم شیدایی دارد.<br>6-	تم حزین : این تم غم انگیز است و احساس اندوه وافسوس فراق را تداعی می کند. بخشی از شیدایی موسیقی ایرانی را این تم تشکیل می دهد. بیشتر پیش درآمدهایی مانند دشتی و شور و ابوعطا از این تم ها هستند.<br>7-	تم خلسه آور : تم خلسه آور ملودی فضایی دارد. ملودی فضایی نوعی خواب آوری دارد و بیشتر در ریلکسیشن (تن آرامی) از آن استفاده می شود. <br>تحقیقات انجام شده نشان می دهد که مردم ایران بیشتر به تم ها ی هیجانی علاقه و گرایش دارند . متاسفانه این نوع موسیقی از نظر فرهنگی تاثیر مخربی بر حالات ایرانیان دارد و روحیه آنان را هیستریک می کند. کارشناسان معتقدند چون افراد می خواهند مشکلات و مسایل روحی خود را با هیجانات و لذت های فوری از بین ببرند این نوع موسیقی را انتخاب می کنند زیرا باعث تسکین فوری فرد می شود ولی عوارض فراوان دارد. به هر صورت شخصیت ، عادت شنیداری و تحصیلات فرد و دو عامل درونگرایی و برونگرایی در انتخاب نوع موسیقی موثر می باشند. معمولا افراد برونگرا بیشتر به تم های عامه پسند گرایش دارند و هر چه تحصیلات فرد بیشتر باشد احتمال تمایل او به موسیقی های کلاسیک یا پاپ ملایم بیشتر از موسیقی های محرک و هیجانی است ، البته نباید فراموش کرد که انسان به طور طبیعی گرایش نسبی به همه نوع موسیقی دارد و عادات موسیقایی در این زمینه بسیار موثر است. <br><br><br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i26.tinypic.com/209j11v.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>]]></description>
					<pubDate>Mon, 24 Mar 2008 07:52:14 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=42</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/05/post-42/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[شاد باش!]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/01/post-41/</link>
					<description><![CDATA[<a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i29.tinypic.com/2f0g120.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>]]></description>
					<pubDate>Thu, 20 Mar 2008 18:25:37 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=41</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1387/01/01/post-41/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[زنان و سقف شیشه ای]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/12/20/post-40/</link>
					<description><![CDATA[با وجود تمامی تلاش هایی که در سرتا سر دنیا بر کسب شرایط مساوی و رفع نابرابری های اجتماعی میان مردان و زنان صورت گرفته ولی مشکلات زنان در اموری مانند خشونت ، نابرابری و ... همچنان ادامه دارد.  زن در قرن بیست و یکم هنوز هم در ذهن و نگاه بسیاری از مردان به عنوان جنس دوم جایگاه مطلوبی ندارد و از بسیاری از حقوق محروم می باشد. در برخی از کشورهای دنیا زنان هنوز از حق رای ، حق رانندگی و فعالیت های ساده اجتماعی محرومند.<br>نگاهی به آمار جهانی درباره پدیده های خشونت به روشنی ابعاد دردناک آ« را نشان می دهد، امارهای رسمی جهانی حاکی است از هر سه زن یک نفر در سراسر جهان در طول دوران زندگی مورد ضرب و شتم و یا تعرض قرار می گیرد. بر همین اساس هزینه خشونت در امریکا 12 میلیارد و 600 میلیون و در انگلیس 23 میلیارد دلار است ، داده های دیگر نیز نشان می دهد که از یک میلیون انسان فقیر در جهان سه پنجم آنان را زنان و دختران تشکیل می دهند. 70 درصد از 130 میلیون فردی که به مدرسه نمی روند دختر هستند. دو سوم از 960 میلیون بی سواد جهان زن می باشند. به این ارقام و داده های تلخ می توان چند گزاره دیگر افزود از جمله در بسیاری از جنگ هایی که در سراسر دنیا رخ می دهد بخش عمده قربانیان بی  دفاع را زنان و کودکان تشکیل می دهند و یا این که مقایسه آمار اشتغال در بعضی از کشورها از تفاوت زیاد در آمار بین دو جنس حکایت می کند. در این وضعیت تمامی آنانی که دغدغه ای برای پاسداشت حقوق زنان و رفع تبعیض و خشونت و نابرابری ها از زندگی آنان را دارند ، تلاش می کنند تا با شناخت دقیق جوامع خود ؛ راه برون رفت از زیر سایه ظلم و تبعیض های آزار دهنده در ساختار مرد سالار را پیدا کنند. هر چند در جامعه ما نیز به عنوان جامعه ای که بخشی از الگوهای مردانه بر نیازها و انتظارات زنان سایه افکنده است چنین نیازی وجود دارد و در جهت دستیابی به آن و گذر از موانع حقوقی و اجتماعی آن تلاش می شود، اما هنوز هم در بین بخشی از جامعه نگاه برابری خواهانه ای نسبت به زنان مشاهده نمی گردد، برای رسیدن به این نگاه چه باید کرد؟ کوشش فعالان اجتماعی و کارشناسان برای جا انداختن نگاه برابر با همه دشواری های پیش رو همچنان ادامه دارد. آیا روزی خواهد آمد که زنان این سرزمین دغدغه هایی از قبیل حق کار ، حق تحصیل ، ازدواج تحمیلی ، امنیت ، چند همسری زوج ، حق طلاق ، حضانت فرزند و ... نداشته باشند ، در کنار این مسایل فراموشمان نشود که در کوچه پس کوچه های شهرها زنانی هستند که بار مسئولیت زندگی را به تنهایی بر دوش می کشند، زنانی که مجبورند هم نقش (مادر) را ایفا کنند و هم (پدر) باشند. این زنان که تحت عنوان «زنان سرپرست خانوار» از آنان یاد می شود ، امروز در جامعه ایران بیشتر از گذشته به چشم می خورند و دلیل این موضوع نیز به خاطر گذر از جامعه سنتی به صنعتی و پیامدهای ناشی از آن همچون بحران خانواده و عدم حمایت از خانواده است. بیشتر زنان سرپرست خانوار بنا به دلایلی نظیر طلاق ، فوت همسر ، از کار افتادگی همسر، متواری بودن و یا نگهداری اجباری ، سرپرستی خانواده را به طور دایم یا موقت به عهده گرفته اند. هم اکنون بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر زنان سرپرست خانوار در کشور ما به تنهایی سرپرستی خانواده را بر عهده دارند که بیشترین آنها در گروه سنی 45 تا 65 سال قرار دارند که می توان گفت هر چه سن زنان افزایش می یابد احتمال قرار گرفتن آنان در بین گروه زنان سرپرست خانوار بیشتر می شود. شکی نیست فقدان تامین اجتماعی این زنان نا امنی خطرناکی به دنبال دارد که با مرگ مردان نان آور و سرپرست خانوار بحران های پی در پی بنیان خانوارهای تحت سرپرستی زنان را به شدت می لرزاند. در مجموع به نظر می رسد باورهای غلط و قواعد نانوشته اما جا افتاده به مثابه سقفی شیشه ای مانع از ارتقا و درخشش زنان می شوند ، حقیقت این است که با وجود همه مشکلات و محدودیت ها زنان یعنی نیمی از جامعه با صبر و حوصله به تلاش های خود جهت رفع نابرابری ها از یکسو و اثبات توانایی هایشان از دیگر سو ادامه خواهند داد و فضای مرد سالارانه هرگز موجب یاس و دلسردی آنان نخواهد شد. <br>]]></description>
					<pubDate>Mon, 10 Mar 2008 21:00:41 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=40</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/12/20/post-40/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[روزهای سرد آموزش و پرورش]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/12/13/post-39/</link>
					<description><![CDATA[<br>بدون شک وزارت آموزش و پرورش به دلایلی از قبیل گستره مخاطبان ، تخصصی بودن موضوعات ، تنوع و حجم مسایل و مشکلات، تعداد کارکنان و جمعیت دانش آموزان ، محدودیت های بودجه ، کارکردهای ویژه فرهنگی و نقش آن در جامعه پذیری و تربیت نسل آینده مجموعه ای عظیم و پیچیده است و بنابر این کسانی می توانند عهده دار مدیریت عالی این دستگاه گردند که از نبوغ و استعداد فوق العاده ای برخوردار باشند. امری که متاسفانه در سالیان اخیر مورد غفلت قرار گرفته و عدم گزینش افراد لایق و کاردان در راس وزارت آموزش و پرورش چه در دولت هشتم وچه در دولت نهم زمینه ساز انبوهی مشکلات ریز و درشت در نهاد تعلیم و تربیت کشور شده است.<br>پس از روی کار آمدن دولت نهم نگاه همه فرهنگیان متوجه گزینه پیشنهادی ریاست جمهوری به مجلس جهت تصدی وزارت آموزش و پرورش  شد ، آنان امیدوارانه منتظر بودند تا اولین وزیر آموزش و پرورش در دولت نهم و تیم همراهش آموزش و پرورش متلاطم را به ساحل امن رهنمون سازند، اما دیری نپایید و مجموعه عملکردهای ضعیف به علاوه مدیران ناتوان و بی برنامه و فاقد مقبولیت همه امیدها را به یاس مبدل ساخت و به این ترتیب آقای محمود فرشیدی با خاطراتی تلخ با پست وزارت وداع کرد و رفت. سرانجام بعد از ماه ها بلاتکلیفی این بار قرعه به نام آقای علیرضا علی احمدی رئیس سابق دانشگاه پیام نور اصابت کرد تا او سکان هدایت و راهبری بزرگ ترین نهاد تعلیم و تربیت کشور را در اختیار گیرد. بسیاری اعتقاد دارند که وی به دلیل همراهی و رفاقت طولانی و نزدیک با رئیس جمهور و پشتوانه حمایت آقای احمدی نژاد می تواند سیستم آموزش و پرورش کشور را متحول ساخته و این سازمان را سامان دهد ، گروهی نیز بر این باورند که چون او خارج از بدنه آموزش و پرورش انتخاب شده بر مشکلات آشکار و پنهان این نهاد اشراف نداشته و مدت ها زمان می برد تا بتواند بر اوضاع  نابسامان فعلی تسلط  یافته و برنامه های خود را عملی سازد. صرفنظر از نوع قضاوت و داوری های صورت گرفته، آن چه تاکنون از سوی وزیر جدید آموزش و پرورش به عنوان برنامه اعلام شده پروژه هایی زمان بر است که نتایج آن در دراز مدت مشخص خواهد شد  بعنوان مثال تحول در نظام آموزشی ، تفکیک جنسیتی کتاب های درسی ، ایجاد تنوع در واحدهای آموزشی و یا نحوه اداره مدارس کشور توسط دولت و ...  امکان اجرا در کوتاه مدت نخواهد داشت. مجموعه این عوامل موجب گردید سیستم آموزش و پرورش دچار روزمرگی شود و انگیزه و نشاط جای خود را به رخوت و ایستایی دهد. د ر حالی که در آستانه بهار قرار داریم ولی تعلیم و تربیت کشور روزهای سردی را تجربه می کند که برا ی حیات آن به شدت مضر می باشد، مواردی از قبیل عدم پرداخت مطالبات فرهنگیان ، فقدان انگیزه ، وجود عده ای مدیران ضعیف و ناکارآمد درصف و ستاد ، اعمال تبعیض و ضعف در سازماندهی  فقط بخشی از مشکلاتی است که آموزش و پرورش کشور از آن رنج می برد و وزیر جدید باید در کوتاه مدت برای رفع آن چاره ای بیندیشد تا امکان اجرای برنامه های اساسی و اولویت دار فراهم گردد. <br>]]></description>
					<pubDate>Mon, 3 Mar 2008 20:44:08 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=39</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/12/13/post-39/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[آنسوی خبرها (بهمن ماه 86)]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/30/post-38/</link>
					<description><![CDATA[         مهمانداران زن ایرانی در هواپیمایی قطر!<br>      •	بر اساس خبرهای دریافتی به زودی 100 خانم ایرانی برای شغل مهمانداری در هواپیمایی قطر استخدام می  شوند، یکی از شرایط استخدام دارا بودن حداقل یک متر و هفتاد و پنج سانتی متر قد و داشتن بیست تا حداکثر سی سال سن می باشد.<br><br>          تاسیس شبکه تلویزیونی فارسی زبان توسط پارلمان اروپا و b.b.c <br>      •	پارلمان اروپا و بنگاه خبر رسانی انگلیس (b.b.c) تصمیم دارند از سال آینده شبکه های تلویزیونی ماهواره ای به صورت مجزا به زبان فارسی ایجاد کنند، اقدام این دو سازمان جهت تاثیرگذاری بر افکار عمومی ایرانیان و بهبود درک متقابل اروپا با ایرانیان اعلام شده است!<br><br>          توزیع سیم کارت  ایرانسل برای جذب رای!<br>      •	دو تن از نامزهای نمایندگی مجلس شورای اسلامی در دو شهر استان خوزستان به منظور کسب آرای مردم اقدام به توزیع سیم کارت های تلفن همراه ایرانسل بین مردم کرده اند. رئیس بازرسی انتخابات خوزستان ضمن تایید این خبر گفت : به دنبال تهیه سند رسمی توزیع این سیم کارت هستیم تا در اسرع وقت با آنان برخورد قانونی شود.<br>         تئوریسین اصلاح طلبان و آزادی حجاب <br>      •	یکی از تئوریسین های برجسته اصلاح طلبان می گوید اگر ما در انتخابات مجلس هشتم پیروز شویم حجاب را آزاد خواهیم کرد و به هر قیمتی شده با آمریکا رابطه با آمریکا را احیا می کنیم، صاحب نظران چنین سخنانی را به منظور اثر گذاری در انتخابات می دانند و آنها را فاقد ضمانت اجرایی ارزیابی می کنند.<br><br>         باراک اوباماو باورهای اسلامی !<br>      •	مخالفین باراک اوباما نامزد پیشتاز حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری امریکا وی را متهم کردند که دارای باورهای اسلامی است ، این در حالی است که اکثریت مسلمانان امریکا از اوباما در انتخابات حمایت می کنند باراک اوباما وعده داده است در صورت پیروزی و تصاحب کاخ سفید با رئیس جمهور ایران وارد مذاکره خواهد شد . <br>]]></description>
					<pubDate>Tue, 19 Feb 2008 21:41:45 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=38</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/30/post-38/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[شلیک به قلب سینما!]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/29/post-37/</link>
					<description><![CDATA[زمانی که اجازه نمایش به فیلم سنتوری آخرین اثر کارگردان بزرگ و مشهور سینمای ایران داده نشد برای اهالی سینما مثل روز روشن بود که دوره جدیدی از محدودیت ها و فشارهای بی منطق در راه است آنهایی که سنتوری را دیده اند این فیلم را بهترین کار مهرجویی ارزیابی می کنند آنچه برای سنتوری اتفاق افتاد پایان کار نبود بلکه شروع روندی بود که بر اساس آن نوعی تنگ نظری و سلیقه محوری در تولید آثار سینمایی متداول گردید که ادامه آن می تواند تولیدات سینمایی را با موانع جدی مواجه ساخته و باعث رکود و کسادی صنعت سینما شود. تقریبا از همان ابتدای به روی کار آمدن دولت نهم عده ای افراد رادیکال با تفکرات قشری که هرگز در دولت اصلاحات جایگاهی نداشتند دست به کار شدند و با عناوینی از قبیل منتقد ، کارشناس سینما ، کارگردان و .... معاونت سینمایی وزارت ارشاد را شدیدا تحت فشار قرار دادند تا در سیاست های سینمایی آن وزارتخانه تجدید نظر شود و تولیدات سینما بر اساس سلائق و باورهای یک گروه خاص و نه آحاد مردم انجام گیرد. به هر صورت انتقادهای وارده به نحوه مدیریت و عملکرد آقای جعفری جلوه معاونت سینمایی وزارت ارشاد که از مدیریت شبکه اول سیما به وزارت ارشاد نقل مکان کرده بود به قدری بالا گرفت که شایعه استعفا و یا برکناری وی تا مدت ها در محافل فرهنگی شنیده می شد. اما او ماند و در یک سال اول کارش تلاش کرد که حمایت سینماگران را با خود همراه سازد تا به تدریج  در فضایی آرام بتواند سیاست های تازه را عملی کند. بنابر این گام اول با توقیف سنتوری برداشته شد و سپس در گام دوم آن گونه که پیش بینی می شد مسئولان سینمایی هر آنچه را که در مدت حدود 5/2 سال گذشته نتوانستند در سینمای ایران اجرا کنند با شتاب زیاد در جشنواره امسال فیلم فجر انجام دادند. همین امر صدای اعتراض بسیاری از دست اندرکاران و اهالی سینما را برانگیخت ولی مسئولان امور سینمایی کشور بی توجه به خواسته ها و نظریات اهل فن جشنواره امسال را به گونه ای برگزار کردند که فقط به مذاق عده یا گروه خاصی خوش آید.<br>کج سلیقگی ها باعث گردید جشنواره بیست و ششم فجر از فیلم های قابل اعتنایی مانند خاک آشنا تازه ترین ساخته بهمن فرمان آرا یا دایره زنگی اولین کار بلند پریسا بخت آور همسر اصغر فرهادی چهره نام آشنای سینمای ایران محروم شود با وجود این که هر دو فیلم مجوزهای لازم را از ارشاد دریافت کرده بودند و هیچ ایراد قانونی نداشتند ولی مسئولان جشنواره، نمایش هر دو فیلم را منوط به انجام تغییرات بسیار در فیلم و یا انجام سانسور کردند! که مورد موافقت تهیه کنندگان این فیلم ها قرار نگرفت و به ناچار جلوی نمایش این فیلم ها گرفته شد. هر چند جشنواره امسال پایان پذیرفت و برگزیدگانش را شناخت، ولی سوالی که در این خصوص مطرح می شود این است که با سیاست های جدید و سخت گیرانه وزارت ارشاد، سینمای ملی ایران به کجا خواهد رفت؟ و آیا استمرار روش کنونی ، سینماگران برجسته کشور را از فعالیت های هنری دلسرد و یا منصرف نخواهد کرد؟ مگر به جز این است که همین سینمای نجیب تا چند سال پیش در جشنواره های معتبر بین الملل خوش می درخشید و موجب افتخار و اعتبار ایران زمین می گردید؟ <br>به نظر می رسد در وضعیت کنونی بخش عمده ای از اهالی سینمااز روی میل یا اکراه به تلویزیون کوچ خواهند کرد و عطای سینما رابه مدت نامشخص به لقایش می بخشند. مجموعه این اتفاقات ضربه مهلکی را بر پیکره سینمای ایران وارد خواهد ساخت که جبران ان دشوار می باشد . <br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i25.tinypic.com/2i74fag.jpg" border="0"        <a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img]]></description>
					<pubDate>Mon, 18 Feb 2008 22:39:46 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=37</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/29/post-37/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[ولنتاین به سبک ایرانی]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/26/post-36/</link>
					<description><![CDATA[<br>عشق را می فروشند. عشق را می خرند. پشت ویترین های قرمز شهر گویی که عشق در قلب های کاغذی و عروسک های قرمز پارچه ای پدیدار می شود، همه جا قرمز است از خیابان گرفته تا پیاده روها و هدایایی که می خواهی بخری ، هرچه در کنار خیابان ها قدم می زنی دست فروشانی را می بینی که عروسک های رنگارنگ وارداتی را به حراج گذاشته اند و مغازه هایی برای چند روزی سود بیشتر ویترین های خود را با عروسک و جعبه های شیرینی به شکل قلب چیده اند. این روزها روز ولنتاین است یا روز عشاق، ولنتاین که به سمبل عشق شهرت یافته فردی است که سال ها پیش در گذشته و مقبره اش در هشتاد کیلومتری رم واقع شده است. در کشور ما امسال تعدادی از پسران جوان برای خرید کادوی ولنتاین به سراغ عروسک های موش می روند و دختران عروسک های قوچ را  انتخاب می کنند، هدیه ولنتاین مختص به پسران و دختران جوان نمی باشد بسیاری از افراد میانسال و پیر هم برای تهیه کادو به مغازه ها می روند و عطر و ادوکلن انتخاب می کنند خرید شکلات ها با انواع مارک های خارجی از دیگر برنامه های ولنتاین است که توسط جوانان انجام می گردد، اگر چه جشن غیر رسمی ولنتاین و خرید هدایای این روز خاص مساله ناهنجاری به نظر نمی آید و سخت گیری خاصی در این زمینه صورت نمی گیرد، کارشناسان در این خصوص نظریات  مختلقی دارند :<br>گروهی اعتقاد دارند که برگزاری جشن هایی مثل روز ولنتاین از مصادیق بارز تهاجم فرهنگی است و حاکی از نفوذ غرب به داخل کشور و به خصوص در میان قشر جوان ماست. این گروه می گویند کار به جایی رسیده که جوانان ما این روز را همانند روزهای عید جشن می گیرند و هدیه می دهند، مخالفین این برنامه متولیان فرهنگی کشور را به علت فقدان تبلیغات روشن و کم کاری و اهمال مسئول می دانند و تاکید دارند که عملکرد ضعیف دستگاه های فرهنگی موجب شده که عده ای جوان هویت ملی خود را فراموش کرده و جذب فرهنگ ملل دیگر از جمله غرب شوند که ادامه این روند نگران کننده بوده و خود باختگی در سطح وسیع باعث افول یک ملت می شود. این گروه به جای پیدا کردن راه حل های منطقی و معقول به د نبال مقابله شدید با چنین پدیده ای می باشند. <br>اما دسته دیگری می گویند اگر جوانان ما از روز ولنتاین تقلید می کنند و جشن می گیرند دلیلش این است که مسئولان اجرایی در حوزه فرهنگ به مقوله شادی ها و تفریحات سالم بها نمی دهند و اسطوره های ملی را به نسل جوان نشناسانده اند، آنها همچنین بر این باورند که توسعه رسانه ها و ماهواره سبب گردیده جشن ولنتاین در جریان جهانی شدن از مرزهای جغرافیایی خارج شده و در فرهنگ جامعه کشور ما هر چند به عنوان یک جشن غیر رسمی اما به شکلی مرسوم ظاهر شود ،  چنان چه می خواهیم جوانان ما از پدیده های فرهنگ غربی الگوبرداری نکنند و به سمت و سویی نروند که با فرهنگ اصیل ایرانی منافات دارد باید به دور از جهل و تعصب چاره ای بیندیشم. مسلم است که پاک کردن صورت مساله علاج  کار نیست بلکه شناسایی روزها و ایام معادل ولنتاین در کشور متناسب با تاریخ و فرهنگ ایرانی ، اسلامی راهگشا خواهد بود.<br> به عنوان مثال روز ازدواج حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا (س) معادل روز پیوند و دوستی است و سنت مبارکی است که باید در مورد آن تبلیغ زیادی صورت گیرید مسلما این روز زیبا و پرشکوه می تواند علاوه بر ایجاد شادی و شعف در میان نسل جوان و سایر اقشار مردم  جایگزین مناسبی برای ولنتاین باشد، همچنین می توان روز 29 بهمن که در گاهشماری ایرانیان باستان به نام «سپندار مزگان»  و یا روز عشق ثبت شده را احیا کرد، سپندار مزگان بیست قرن پیش از میلاد مرسوم بوده در حالی که ولنتاین در سه قرن پس از میلاد مطرح شده است و در گاهشماری تنها سه روز با هم فاصله دارند، سپندار مزگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کنند و چه زیبا و غرور آفرین است که در ایران ما جشن ها و اعیادی برگزار شود که تعلق ویژه به فرهنگ ایرانی دارد. <br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i25.tinypic.com/21103mq.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>]]></description>
					<pubDate>Fri, 15 Feb 2008 20:15:22 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=36</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/26/post-36/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[نامه ای به اصلاح طلبان]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/20/post-34/</link>
					<description><![CDATA[ سلام <br>اکنون که این نامه را برایتان می نویسم از جریان رد صلاحیت ها و عدم احراز صلاحیت ها آزرده اید و از داوریها ناخرسند هستید  و حال و روز خوشی ندارید می گویید که حقتان را جهت نامزدی انتخابات مجلس هشتم ضایع کرده اند و ... هر چند که آرزو دارم بهترین ها و شایسته ترین ها وارد مجلس شوند، و وظیفه خود را به عنوان وکیل ملت و نه وکیل دولت به نحو مطلوب انجام دهند حال چه اصلاح طلب باشد و چه اصولگرا و چه مستقل ، اما واقعیت این است که شما عزیزان اصلاح طلب بیش از آن که هیات های اجرایی و هیات های نظارت شورای نگهبان را در عدم راهیابی به ماجرای انتخابات مقصر بدانید باید عملکرد خودتان را در مجلس ششم به دفعات مورد بررسی و نقد کارشناسانه قرار دهید تا برایتان مشخص شود که در این ناکامی ها متهم ردیف اول خودتان هستید و سکوت فعلی مردم از رد صلاحیت های شما ناشی از نارضایتی آنان است، حتما یادتان نرفته که مدت هشت سال بر قوه مجریه و چهار سال بر قوه مققنه کشور سلطه داشتید و همه چیز در اختیارتان بود ، اما افسوس که در حق خود و این مردم که به شما دل بسته بودند جفا کردید ، مردم ما باورشان شده بود که واقعا قصد ایجاد رفرم و اصلاحات به معنی وسیع کلمه را دارید و آمده اید تا جامعه را با اصلاحات همه جانبه به سوی پیشرفت و کمال رهنمون سازید حتما شعارهایی که در آن ایام می دادید فراموش نکرده اید توسعه سیاسی ، جامعه مدنی ، ایران برای همه ایرانیان و ...<br>عاقبت چه شد در چهار سالی که بر کرسی نمایندگی مجلس تکیه زدید برای مردم چه کردید؟ با برنامه های شما چه مشکلی از مشکلات مردم کاسته شد؟ آیا در طول همه آن سال ها به توسعه اقتصادی ، فقرزدایی ، نابسامانی های اقتصادی و گرفتاری های معیشتی مردم اعتنایی داشتید ؟ صادقانه بگویید که فرصت سوزی کردید و جواب اعتماد مردم را بد دادید ، اعتراف کنید که قدر زمان و موقعیت ها را ندانستید و از مردم فاصله گرفتید و سرگرم بازی های سیاسی و دعواهای حزبی و جناحی شدید. همین غرور و تکبر ناشی از مقام ها و موقعیت ها باعث شد غفلت کنید و رقیب را یعنی محافظه کاران سابق و اصولگرایان فعلی را دست کم بگیرید تصور می کردید رقبایتان دچار مرگ سیاسی شده اند و زمینه برای ادامه سلطه سیاسی شما مهیاست. با اتفاقات ناگواری که در شورای شهر اول رخ داد زنگ خطر  برایتان به صدا در آمد. شگفتا که صدای زنگ خطر را همه شنیدند اما شما نشنیدید، ای کاش به فکر آینده سیاسی خود بودید تا امروز را نمی دیدید با همه مطالبی که عنوان شد از حق نباید گذشت در جمع شما عده ای افراد دلسوز ، عاشق و فرهیخته بودند که خدمات قابل ستایش آنان هرگز از حافظه ملت پاک نخواهد شد ، یادشان به خیر ...<br>به هر صورت مجلس هفتم و دولت نهم و حتی مجلس و دولت بعدی باید خود را مدیون شما بدانند ! چون شما باعث شدید آنها بیایند ! به خاطر همه لطمه هایی که بر ملت و کشور وارد کردید از مردم عذر خواهی کنید شاید عفو و بخشش این ملت بزرگ روزی شامل حالتان شود. <br>]]></description>
					<pubDate>Sat, 9 Feb 2008 11:25:14 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=34</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/20/post-34/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[سلام بر آزادی]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/12/post-33/</link>
					<description><![CDATA[<br>کیست که نداند یکی از هدفهای  اصلی انقلاب عظیم بهمن سال 57 ملت ایران به دست آوردن آزادی بود، اری آزادی والاترین هدف و متعالی ترین آرمان آزادگان و آزاد مردان و آژاد زنانی است که زندگی را و بودن و ماندن را تنها به خاطر آن دوست می دارند. به راستی اگر آزادی نباشد روزگار ملت ها چه می شود؟ آزادی فقط حق فطری انسان ها نیست، زیرا همه موجودات زنده آزاد آفریده شده اند، به آسمان نگاه کنید پرنده هایی را می بینید که در فراز های آسمان با آزادی بال می گشایند و بر اساس فطرت خود ، آزادی را دوست می دارند ، تمام موجودات زنده با آزادی بر زندگی خویش نظام می بخشند و اساس هستی شان مبتنی بر فطرتی است که آزادی را توجیه می کند. عجب لحظه و زمان شکوهمندی است وقتی که می بینیم انسان یا پرنده اسیر رهیده از قفس با چه شتاب و شور وصف ناپذیری به سوی آزادی باز یافته اش پر می گشاید و نوای رهایی سر می دهد، آری ! آزادی چنین است. اگر آزادی را از یک قوم و ملت سلب کنند و به جای آن ، همه مواهب را بر او ببخشند هرگز فقدان آزادی جبران نخواهد شد زیرا خالق بزرگ همه مخلوقاتش را آزاد آفریده است بنابر این چه نعمت و موهبتی می تواند جایگزین آزادی شود؟ <br>آزادی در ستایش و رسای تو چه بگویم ؟ با کدامین واژگان تو را وصف نمایم تا شایسته ات باشد. آژادی چه زییایی ، چه عزیزی و چه مقدسی ، با ذره ذره وجودم دوستت دارم و قدر و ارزش تو را می دانم ، درود بر همه آزادگانی که با عفریت استبداد شجاعانه و قهرمانانه جنگیدند و آزادی را به مردم شان ارزانی داشتند و جاودانه گردیدند .<br>خداوندا: ما را از نعمت آزادی محروم مساز واز هیچ موجود زنده ای این موهبت را دریغ مگردان ، سلام بر آزادی ....<br><br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i32.tinypic.com/zjgfh0.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>]]></description>
					<pubDate>Fri, 1 Feb 2008 20:31:05 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=33</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/12/post-33/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[آموزش و پرورش منجی شایسته می خواهد !]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/10/post-32/</link>
					<description><![CDATA[یکی از اعضای  هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی  می گوید بررسی صلاحیت پیشنهادی نامزد تصدی وزات آموزش و پرورش از اویل اسفند ماه در مجلس شورای اسلامی آغاز خواهد شد ، آقای ناصر حاجی بابایی که قبل از ورود به مجلس از فرهنگیان همدان بوده است می افزاید : <br>«به دلیل رسیدگی به لایحه بودجه سال 87 کل کشور مجلس شورای اسلامی نمی تواند تا پایان بهمن ماه وارد دستور کار جدید شود. » <br>وزارت آموزش و پرورش که حدود چهل درصد کارکنان دولت و  15 میلیون نفر دانش آموز را پوشش می دهد یکی از مهم ترین و بزرگ ترین مراکز دولتی محسوب می شود که مدتی است بدون وجود وزیر و با حضور سرپرست فعالیت می نماید. گستردگی و اهمیت نظام تعلیم و تربیت ایجاب می کند که وزیری درد آشنا و توانمند و آشنا به مسایل آموزشی و تربیتی سکان هدایت این وزارتخانه را در اختیار گیرد، امروز آموزش و پرورش مانند بیماری شده که خیلی از متخصصان از علاج و درمان آن اظهار یاس و تردید می کنند. بسیاری هم اعتقاد دارند گرچه صرف تغییر وزیر به تنهایی نمی تواند مشکلات انبوه و انباشته نهاد تعلیم و تربیت کشور را مرتفع سازد ولی در عین حال انتخاب یک وزیر ضعیف و ناتوان این نهاد مقدس را به قهقهرا خواهد برد؛ به هر صورت چه وزیر احتمالی آینده آقای علیرضا علی احمدی باشد که احتمالش زیاد است و یا هر کس دیگر،  اکنون که حال و روز آموزش و پرورش در  وخیم می باشد. باید وزیر آینده با همکاری و تعامل همه فرهنگیان و فارغ از مرزبندی های جناحی و فکری اقداماتی ضربتی را به مرحله اجرا گذارد که اهم آن عبارتست از : <br>1-	اقدام فوری برای تامین و جبران کسری بودجه وزارت آموزش و پرورش و پرداخت همه مطالبات معوقه فرهنگیان<br>2-	توجه واقعی به نیازهای معیشتی و رفاهی فرهنگیان به ویژه افراد سرپرست خانوار و دفاع از حیثیت و شخصیت آنان در جامعه<br>3-	برقراری همه جانبه عدالت اعم از عدالت اداری ، عدالت آموزشی و ... و مقابله با هر گونه تبعیض آزار دهنده درون سازمانی <br>4-	بهره گیری از تیم کاری مجرب ، خلاق، با تجربه در پست های حساس و کلیدی <br>5-	ایجاد تحول وسیع و فراگیر در نظام  تعلیم و تربیت کشور<br>6-	تجهیز نیروهای تربیتی به علم و دانش روز جهت تاثیر گذاری بیشتر آنان در مراکز آموزشی<br>7-	استفاده از صاحبان فکر و ایده های مناسب جهت بهبود و پیشرفت برنامه های وزارت آموزش و پرورش بدون نگاه تنگ نظرانه<br>8-	ایجاد نشاط و انگیزش برای فرهنگیان و طراحی و اجرای پروژه های نوین آموزشی جهت بهبود کیفیت آموزشی شاغلان به تحصیل<br>آیا ناخدای جدید می تواند این کشتی طوفان زده را به ساحل امن برساند؟ برای گرفتن پاسخ این سوال باید منتظر ماند و نظاره گر بود. <br><br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i27.tinypic.com/k0rlsh.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>]]></description>
					<pubDate>Wed, 30 Jan 2008 23:16:58 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=32</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/10/post-32/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[به کجا چنین شتابان ...]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/08/post-31/</link>
					<description><![CDATA[روزگار ما (2)<br><br>مسافری شده ایم که نمی دانیم مقصدمان کجاست ! از عیب هایمان غافل ایم ! انگار اطرافمان را نمی بینیم ! با شتاب می رویم ولی به کجا می رویم ؟ <br>مصرف گرایی یکی از پدیده های اقتصادی است که پس از انقلاب صنعتی رونق چشمگیری پیدا کرد، از جمله عوارض این جریان  به تهدید منابع ، آلودگی محیط زیست ، افزایش فاصله اجتماعی و تقویت رفتارهای غلط فردی و اجتماعی خلاصه میشود، تجمل گرایی فرآیندی اجتماعی است که از اواخر دهه شصت شمسی پس از یک دوره فترت د ر جامعه ما فعال و تقویت گردید. در سال های نخستین پیروزی انقلاب اسلامی تجمل و تجمل گرایی به سرعت از جامعه ایران رخت بر بست و به یک عامل ضد ارزش مبدل گردید . اما بعد از گذشت یک دهه مجدا بازگشت و به مرور کلیه اقشار جامعه حتی مذهبی ها را تحت تاثیر خود قرار داد، به هر صورت مصرف گرایی و تجمل گرایی دو روی یک سکه می باشند و معرف یک طبقه اجتماعی خاص یعنی طبقه مرفه جامعه است ، متاسفانه یکی از عواملی که مانع یاری فقرا توسط اقشار مرفه می شود روحیه مصرف گرایی و تجمل گرایی آنان است داشتن این روحیه  به دلایل زیر برای جامعه ما خطرناک است :<br>1-	طبقات آسیب پذیر با درآمد محدود از طبقات مرفه ، به صورت کاذب تقلید کورکورانه کرده و دیر یا زود دچار سقوط اقتصادی می شوند.<br>2-	فرهنگ ساده زیستی و اعتدال در جامعه کم رنگ یا بیرنگ شده و  حالت چشم و هم چشمی و تفاخر حاکم خواهد شد.<br>3-	مصرف در جامعه از تولید پیشی می گیرد و بیماری های اقتصادی، کشور را گرفتار خواهد کرد.<br>4-	اقشار مرفه جامعه، طبقات متوسط و  آسیب پذیر را تحت تاثیر منفی قرار خواهدداد و وضعیت زندگی انان دشوار تر خواهد شد، به عبارت دیگر اقشار ضعیف جامعه ناچار می شوند بسیاری از اداب و روشهایشان راتغییر دهند.<br>در شرایطی که مشکلات اقتصادی بخش بزرگی از مردم کشور را ازار میدهد وتوزیع ثروت وبرقراری عدالت اقتصادی درکوتاه مدت ناممکن به نظر میرسد و فاصله طبقاتی در جامعه هر روز بیشتر از گذشته می شود از این رو برای مقابله هوشمندانه با پدیده های منفی جامعه  نیاز به زیرساخت های فرهنگی و آموزش مداوم وجود دارد ، صد البته دستگاه های تبلیغاتی و رسانه های کشور می توانند نقشی ار شادی و تاثیر گذار در افزایش سطح فرهنگ مردم ، تعدیل مصرف ، پرهیز از تجملات زائد و تشویق به تولید داشته باشند، یادمان باشد اگر مصرف و تجمل تعدیل و کنترل نگردد و با همین شتاب سیل گونه پیش رود و تولید بالاتر از مصرف نباشد جامعه از پای در خواهد آمد، این یک هشدار جدی است. <br>]]></description>
					<pubDate>Mon, 28 Jan 2008 23:37:41 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=31</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/08/post-31/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[چه گروهی در انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی شانس پیروزی دارد؟]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/05/post-30/</link>
					<description><![CDATA[در حالی که در روزهای اخیر اعلام اسامی افراد رد صلاحیت شده نزدیک به طیف اصلاح طلبان توسط هیات های اجرایی منتخب وزارت کشور بازتاب های فراوانی داشته است و گروه های موسوم به اصلاح طلب شدیدا اعتراض خود را از نحوه عملکرد هیات های اجرایی ابراز کرده و دل به اظهار نظر نهایی هیات های نظارت شورای نگهبان بسته اند ، آخرین پیش بینی ها در فضای کنونی انتخابات حاکیست که جبهه متحد اصولگرایان شامل راست سنتی ، موتلفه اسلامی ، رایحه خوش خدمت (طرفداران دولت فعلی) ، جامعه روحانیت مبارز و ... حائز اکثریت کرسی های مجلس هشتم  خو ا هند شد  ، در همین حال هواداران سایر گروه های اصولگرا یعنی مثلث آقایان محسن رضایی ، علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف شانس بسیاری دارند تا با  به دست اوردن تعداد مناسبی از کرسی ها نقش یک اقلیت قوی را در مجلس ایفا نمایند . ضمن این که تعدادی از نامزدها به احتمال زیاد در فهرست مشترک قرار می گیرند و وامدار هر دو گروه اصولگرایان خواهند بود، در شرایط فعلی به نظر می رسد ائتلاف اصلاح طلبان قافیه را باخته اند و اگر تغییر محسوسی در روند تایید صلاحیت نامزدهای آنان از سوی شورای نگهبان انجام نگیرد تعداد کرسی های آنها در مقایسه با مجلس هشتم دچار نزول و افت خواهد شد. آن چه مسلم است پس از اعلام اسامی نهایی نامزدها می توان در خصوص ترکیب احتمالی مجلس هشتم و سهم هر یک از احزاب و تشکل ها در پارلمان تحلیل دقیق و واقع بینانه ای داشت.<br><br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i25.tinypic.com/rmp7o2.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a><br><br>]]></description>
					<pubDate>Fri, 25 Jan 2008 23:08:54 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=30</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/05/post-30/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[آقای قالیباف مردم از شما انتظار دارند!]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/01/post-29/</link>
					<description><![CDATA[<br>شهردار تهران جناب آقای قالیباف از جمله مسئولانی است که علت بسیاری از نابسامانی ها و مشکلات جامعه را در مدیریت آن می داند، ما هم نظر ایشان را در بیشتر موارد تایید می کنیم. اما به نظر می رسد آقای شهردار تشکیلات خود را از اشکالات ریز و درشت مدیریت شهری مبری نموده و به گونه ای وانمود می کند که اساسا مشکلی در سیستم تحت مدیریت ایشان وجود ندارد، امیدواریم در فرصتی بتوانیم عملکرد شهرداری را ظرف سال های اخیر مورد نقادی منصفانه قرار دهیم اما فعلا به شاهکاری به نام B.R.T که این روزها در اتوبوسرانی شرق به غرب تهران و بالعکس باب شده ست می پردازیم. نمی دانیم کارشناسان حمل و نقل چگونه شرکت واحد اتوبوسرانی تهران را مجاب به اجرای طرح به اصطلاح اتوبوس تند رو نمودند ولی بعد از گذشت مدتی از کارکرد اتوبوس های موسوم به B.R.T ذکر این موارد ضروریست :<br>الف : طراحی داخلی و ظرفیت اتوبوس های انتخاب شده هیچگونه تناسبی با طرح ندارد (به عبارت دیگر بدترین نوع اتوبوس برای B.R.T در نظر گرفته شده است، شا ید این نوع اتوبوس برای شهرک های اقماری  مناسب با شد ولی کشش کلان شهر تهران را ندارد.<br>ب : جایگاه هایی که به سرعت و بدون در نظر گرفتن کیفیت برای ایستگاه ها طراحی و ساخته شده دارای اشکالات زیادی می باشد و هزینه نگهداری امکانات داخلی ان قابل توجه خواهد بود وگرنه سریعا مستهلک می شوند ، نکته جالب این است که خود این جایگاهها  سدی برای عبور اتوبوس ها و ترافیک زا می باشند.<br>ج : تعداد اتوبوس ها با عنایت به گنجایش محدودشان به هیچ وجه جوابگوی نیاز مسافران در یک مسیر طولانی نمی باشد.<br>د : سوار و پیاده شدن در این اتوبوس ها به جز مبدا (چهار راه تهران پارس) و مقصد (پایانه آزادی) به خصوص برای آقایان مسافر یک عذاب الیم است.<br>ه : در طول مسیر چون اکثریت قاطع مسافران به ناچار ایستاده اند و اتوبوس مملو از مسافر است گاهی تنفس در چنین فضایی کاملا سخت و دشوار می شود.<br>و : هر چه فکر کردیم متوجه نشدیم منظور از سیستم حمل و نقل سریع شهری که در تبلیغات منحصر به فرد B.R.T به چشم می خورد چیست؟ آیا مراد از سرعت ندادن بلیط به راننده است یا عبور اتوبوس از خط ویژه ؟!<br>ز :   آیا آقایان کارشناس به فواصل نزدیک ایستگاه ها و تعداد زیاد آنها توجه نموده اند؟ بد و ن شک یکی از دلایل مهم در سرعت اتوبوس و کاهش زمان منطقی کردن فواصل ایستگاه هاست که ظاهرا جایی در کارشناسی ها نداشته است. اما این طرح سه ویژگی و نوآوری دارد : 1- اتوبوسهای چپ در دارد/ 2- عده ای از مسافران بلیط نمی دهند / 3- جای خانم ها با آقایان در داخل اتوبوس عوض شده است.<br>به هر صورت با آشی که عده ای پخته اند و خرواری کشک دارد وضع از این بهتر نمی شود بسیاری از مسافران عقیده دارند که وضعیت سابق به مراتب بهتر از اجرای طرح B.R.T بوده است. . اما اینجا روی سخن با شهردار محترم تهران است فردی که در مسئولیت های قبلی اش به گواهی و شهادت افکار عمومی موفق و یا نسبتا موفق بوده است کاری بامخالفان و موافقان سیاسی ایشان نداریم که چه می گویند و چه می خواهند، اما شک نکنید که بهترین داور همین مردمند به همین خاطر از آقای شهردار انتظارات بیشتری وجود دارد،  ترد ید ی نیست که هر مدیری برای تحقق برنامه هایش با مشکلات عدیده ای مواجه می باشد که آقای قالیباف نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد.  به هر صورت هنوز رضایت عمومی مردم در پاره ای موارد کسب نشده و باید شخص آقای قالیباف برای آن چاره ای بیندیشند  چون  مردم به ایشان دل بسته اند و حیف است که این اعتماد خدشه دار شود. <br>]]></description>
					<pubDate>Mon, 21 Jan 2008 23:31:17 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=29</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/11/01/post-29/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[به یاد آن خورشید بی غروب ( حسین علیه السلام )]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/10/27/post-28/</link>
					<description><![CDATA[ حسین(ع)  ، ستاره نیست که در سپیده دمان سحر ناپیدا شود ، حسین (ع) آفتابی است بی غروب و لایزال و نوری دیرپای و بی زوال، به گستردگی ابدیت ، که غروبش طلوعی دیگر است.<br>ایام تاسوعا و عاشورای حسینی به ملت آزاده ایران تسلیت باد.<br><br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i13.tinypic.com/6ps074l.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>]]></description>
					<pubDate>Thu, 17 Jan 2008 18:24:42 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=28</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/10/27/post-28/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[رسانه ملی مولد نشاط یا افسردگی!]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/10/23/post-27/</link>
					<description><![CDATA[رسانه ها چه نقشی را در جوامع ایفا می نمایند؟ آیا وظیفه رسانه ها تولید و ساخت برنامه هایی برای تقویت روحیه و ایجاد شور و نشاط در مخاطبان است و یا برخلاف آن احساس یاس و نومیدی را القا می کنند؟ نقش رسانه ها  در ارتقای فرهنگ عمومی چیست؟ و سرانجام این که چه تفاوتی میان رسانه های   ما و  رسانه های کشورهای اسلامی وجود دارد؟ برای پاسخ به این مطالب به سال هایی نه چندان دور باز می گردیم هنگامی که رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی صدا و سیما را دانشگاه عمومی نامیدند و بر تولید و پخش برنامه های آموزنده در این دستگاه عظیم تاکید نمودند، مجموعه تفکرات و اندیشه های امام خمینی (ره) باعث گردید که مدیران وقت رسانه ملی در فضای آرام و مساعدی بتوانند برنامه های آموزنده ای را متناسب با امکانات محدودشان عرضه نمایند  از خبر و تحلیل های سیاسی گرفته تا تولید سریال های پر محتوای داخلی  و همچنین خرید فیلم ها و سریال های خارجی قابل اعتنا و تولید آثار موسیقی فاخر و ارزشمند و حتی کارتون های جذاب و دوست داشتنی که اوقات فراغت همه گروههای سنی را تامین می کرد، هر چند که تمامی اقدامات انجام شده با نقطه مطلوبیت فاصله داشت و گاهی ضعف ها و مشکلاتی نیز مشاهده می گردید ولی گام های نخستین برای تبدیل رسانه ملی به دانشگاه عمومی برداشته شد و این روند تا یکی دو سال پیش کم و بیش ادامه یافت اما بررسی های صورت گرفته در طول دو سال اخیر نشان می دهد که رسانه ملی نتوانسته است به مانند سال های قبل رضایت را فراهم آورد و کوتاهی هایی داشته است، شکی نیست که تامین نظر مخاطبان تلویزیون و شنوندگان رادیویی با توجه به سطح سلائق و کثرت ایشان و سایر عوامل امری بسیار دشوار و گاهی غیر ممکن می باشد اما می توان به جای به دست آوردن دل جمعیتی محدود میزان رضایت عمومی مخاطبان را تا سطح قابل قبولی کسب کرد و در چارچوب اصول پذیرفته شده ی اعتقادی برنامه های مفید وجذابی برای تمام اقشار جامعه ساخت و از قیل و قال ها و سر و صداها و انتقادها نهراسید، اگر بخواهیم عملکرد فعلی رسانه ملی (سیما) را به صورت منصفانه مورد نقادی قرار دهیم باید نقاط مثبت و منفی آن مورد توجه قرار گیرد.<br>1- نقاط قوت سیما <br>1-1-	پوشش مسابقات ورزشی داخلی و خارجی به صورت زنده<br>1-2-	پخش برنامه های مفید خانوادگی از شبکه های مختلف به صورت زنده <br>1-3-	تنوع بخشیدن در پخش اخبار و تحلیل های سیاسی<br>1-4-	جذابیت سریال های مناسبتی به جز سریال های طنز نود قسمتی<br>1-5-	تولید تله فیلم های داخلی با سوژه های متنوع<br>2 – نقاط ضعف سیما <br>2-1- عدم تناسب میزان پخش موسیقی با سایر برنامه ها به خصوص موسیقی مردمی پاپ<br>2-2- ضعف فاحش در محتوا و ساخت سریال های طنز 90 قسمتی <br>2-3- عدم تهیه برنامه هایی با مضامین شاد و مردم پسند (منظور بخش بزرگی از جامعه یعنی جوانان است)<br>2-4- ضعف شدید در ساختار برنامه های کودک و نوجوان<br>2-5- تولید سریال های کسل کننده و فاقد جذابیت<br>2-6- ترویج مد و لوکس گرایی <br>2-7- عدم اعتنا به وضعیت اقتصادی اکثریت جامعه در برنامه سازی ها مثلا در برنامه های آموزشی مانند آشپزی و ...<br>2-8- خرید و پخش سریال های خارجی فاقد محتوا همراه با سانسور شدید<br>2-9- عدم دقت در دوبلاژ فیلم ها و سریال ها و یا تغییر در متن فیلم در هنگام ترجمه آن<br>2-10- عدم تهیه مسابقات تلویزیونی مفرح و آموزنده<br>نتیجه گیری :<br>در وضعیت موجود کفه تهیه برنامه های کسل کننده و فاقد محتوا که به قول بعضی افسردگی را به همراه دارد از شبکه های تلویزیونی سنگین تر است و نیازهای قشر جوان مغفول مانده است. در خصوص رادیو بین برنامه های سنگین و شاد توازنی در مجموع احساس می گردد، متاسفانه سایر رسانه های دیداری و شنیداری در طول سالیان اخیر شرایط بهتری از رسانه ملی ندارند . برای بسیاری از محصولات فرهنگی طبق سیاستگذاری های جدید وزارت ارشاد یا به طور کلی مجوز صادر نمی گردد و یا تولیدات ارائه شده فاقد کیفیت و کمیت قابل قبول می باشند، در خاتمه هر چند  که در بسیاری از رسانه های کشورهای اسلامی ارزش های اسلامی در تهیه و تولید برنامه هایشان رعایت نمی شود و به بهانه تنوع و شادی برنامه های مبتذل ساخته و اجرا می گردد. با این حال نمی توان  برنامه های آنها را نفی مطلق کرد و نکات مثبت و برجسته پاره ای از بخش ها را نادیده انگاشت.<br>در تحلیل نهایی تولیدات رسانه ها غالبا گرفتار افراط و تفریط می شوند و عرصه را بر مخاطبان خود تنگ می سازند. <br><br><br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i8.tinypic.com/6ydrngi.gif" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>]]></description>
					<pubDate>Sun, 13 Jan 2008 17:23:43 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=27</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/10/23/post-27/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[پرسش مهر(8)]]></title>
					<link>http://arkaviani.blogsky.com/1386/10/22/post-26/</link>
					<description><![CDATA[پرسش مهر (8)<br>چه عواملی ما را در مسیر پیشرفت قرار می دهد؟<br><br>ریاست محترم جمهوری در آغاز سال تحصیلی 87_86 پرسش هایی را برای فرهنگیان و دانش آموزان مطرح کردند که به پاسخ کوتاه یکی از آنها می پردازیم.<br><br>عشق به میهن ، تعلق خاطر نسبت به زادگاه ، دلبستگی به آب و خاک و در نهایت دفاع و حمایت از نوامیس وطن ، یک موهبت فطری و طبیعی است و با توجه به همین موهبت الهی است که هر انسان با ایمان و عقل اندیش و آزاده وطنش را دوست دارد و به آن عشق می ورزد. هر ایرانی غیرتمند و خداشناس و آزاده وظایف خویش را نسبت به وطنش می شناسد و در ایفای همین وظایف مقدس از هیچ گونه ایثار و فداکاری دریغ نمی ورزد. <br><br>عوامل پیشرفت همه جانبه عبارتند از:<br><br>تعیین استراتژی<br><br>استفاده از دانش بومی <br><br>اهمیت پژوهش <br><br>خصوصی سازی یا واگذاری امور تصدی های اقتصادی به مردم <br><br>وظیفه شناسی مردم <br><br>وحدت       <br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i16.tinypic.com/6u5dnic.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>                                                                                                     <br><br> مهرورزی <br><br>اعتماد به نفس <br><br>نقش آموزش و پرورش <br><br>به جز  مواردی که اشاره گردید  عوامل دیگری از قبیل عزم و اراده ، تعقیب هدف ، افزایش در آمد و ثروت ملی ، عشق و علاقه ، کاردانی و تدبیر ، اصرار در غلبه بر مشکلات، تلاش های پیگیر و بی امان و خستگی ناپذیر ، مجاهدت و مهم تر از همه توکل به خداوند و استعانت از عنایات حضرت سبحان در تحقق پیشرفت های همه جانبه کاملا تاثیرگذار می باشد.<br>توجه: <br>متن کامل به زودی منتشر می شود!<br>]]></description>
					<pubDate>Sat, 12 Jan 2008 13:55:11 GMT</pubDate>
					<comments>http://arkaviani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=26</comments>
          <guid>http://arkaviani.blogsky.com/1386/10/22/post-26/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
